باسمه تعالی
دکتر رضا زمانی
السلام علی عبد الله بن الحسین الطفل الرَضیع*۱ !
...... علی اصغر صدای"هل من ناصر ینصرونی" امام زمان خود را شنیده.! نوبت سربازی اوست!!... در آغوش پر مهر پدر، عشق بازی می کند!..... بابا جان! تَلظّی*۲ مکن نازنینم!... تلظی مکن جان بابا!! ....
شده جلوه ی اسم اعظم به چشمان ناز تو پیدا..... تلظی مکن جان بابا!...
....و ناگهان تیر بغض و جهل حرامیان گلوی باب الحوائج شش ماهه را نشانه میرود.... بای ذنب قُتلت؟؟!!..
یا الله !
... تو سِرّ حسینی که آمد برای شهادت به دنیا!
.... و رباب نجوای یک بغض لبریز است :
مرا می کشد غم در این حال محزون
که لبهای خشکت لبالب شد از خون!!
....تو ذبح حسینی، که عطشان منا کرده ای کربلا را / که گهواره ی خالی تو، تکان داده ارض و سما را.
الله اکبر!...
شهادت علی اصغر به قطع و یقین، نقطه عطف کربلا است که آخرین حلقه حق و باطل را تا ابد الدَهر از هم جدا ساخت.!!
شگفتا که اهل معرفت، کربلا را با علی اصغر می شناسند!
...تو طفلی ولیکن شگفتا که پیر همه عارفانی!
شبیهت ندیدم شهیدی به عالم!
که هفت آسمان را نشانی...
الله اکبر!
و امروز، علی اصغر باید نماد تربیت سرباز امام زمان باشد. با مدد از باب الحوائج شیر خواره که خود عجب ساماندهی و سازندگی می کند.!
بدم المظلوم بکربلا!
*۱ رضیع: طفل شیرخواره
*۲ تَلظّی : لب زدن ماهی دَم آخر جان دادن
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم فروردین ۱۴۰۰ساعت 23:49  توسط سروش
|