باسمه تعالی

دکتر رضا زمانی

از منشور حسینی تا منشور مهدوی

جامعه علوی؛ دکترین علویت.


مولفه های جامعه علوی گزاره هایی است که در رفتار سیاسی امیر المومنین (ع) تبیین می شود و حول دو اصل عدالت و امامت شکل می گیرد.

□ مولفه های اساسی جامعه علوی:

الف) حکمت

حکمت گزاره اساسی دکترین علوی است. و راه برون رفت در حوزه معرفت، حکیم پروری بجای دکتر پروری است و همواره مبارزه معرفت بجای دانش بی جهت، در جریان است.

□ حکیم کسی است که می داند منشأ تنزیل چیست و تاویل آن کدام است او اهل معرفت است‌.!
از نظر امام علیه السلام، علم در دو سطح درونی و بیرونی تبلور دارد و ارزش با علم درونی است! حکمت گمشده "المومن" است و صرفاً در حوزه تفکر نیست بلکه حوزه الهام و شهود را هم در بر می گیرد.

◇ از نظر گاه جامعه علوی، فقط حکیم زنده است. و چه بسیار دانشمندانی که کشته جهل خود می شوند. (پناه بردن به علم لاینفع!)

□در جامعه علوی آحاد مردم باید حکیم شوند تا جانشان پر شود از خبر تنزیل تا تاویل.!

◇ تقسیم جوامع با محوریت حکمت؛

۱. جامعه ای که مردم و حاکمان حکیم نیستند.
در این جامعه «پرونو کراسی» حاکم می شود و نفسانیات جلو دارند!

۲. جامعه ای که مردم غیر حکیم و حاکمان حکیم اند. این جامعه مطلوب افلاطونی است و نهایت این صورت، «دیکتاتوری حکیمان» است!.

۳.جامعه ای که مردم حکیم اند ولی حاکمان غیر حکیم! این جامعه در عمل شکل نمی گیرد.

۴.جامعه ای که مردم و حاکمان حکیم اند.
که مراد جامعه علوی است.در این جامعه، خداسالاری حاکم می شود.

□ثمره ساینس (science) دکترین است. اما این دانش نردبانی نساخته که به عمل صالح تبدیل شود.! یعنی از فرایند عقل عبور نکرده است. اما جامعه علوی، جامعه عاقلان است و مبنا آن است که هر کس علمی دارد به آن عمل می کند!

ب) بصیرت

عمده عاملی که علی علیه السلام را در گرفتاری قرار داد، عدم بصیرت جامعه بود!
هژمونی و سلطه دشمن، با استحمار حاصل می شود. که به استثمار و استعمار می انجامد!
چنین جامعه ای کور است! اما جامعه علوی کور نیست.! بیدار است. بصیر است و مستبصر.

ج) تقوا

جامعه علوی یک جامعه متقی است. «اوصیکما بتقوی الله....» تقوا سبب می شود تا نفس را محاسبه کند. «حاسبوا قبل ان تحاسبوا»
حب دنیا و هوا و هوس، تقوا را نابود می کند.
«آرزوهای دراز و حب دنیا» رهاورد دنیای مدرن است و در جامعه علوی جایگاهی ندارد. و بر خلاف جامعه مدنی، حب دنیا را تبلیغ نمی کند، بلکه خودسازی اصل است. تقوای الهی از شرک جلوگیری می کند.

د) زهد

جامعه علوی، زاهدانه است و تعلق خاطری به دنیا ندارد! سبک باری و سبک بالی موضوعیت دارد.

ه) رشید

جامعه علوی، جامعه رشید است.«...قد تبین الرشد ....» در جامعه علوی، دل انسان ها آباد است که با مفهوم رشد حاصل می شود. بجای توسعه، استعلا و تعالی موضوعیت دارد. چون جامعه به حکمت رسیده ، اول سرزمین دل ها را آباد می کند و بعد آبادانی سرزمین ها.!

و) حق مداری

جامعه علوی، توزین به حق است. شایسته سالاری در این جامعه، مبتنی بر حق است نه ثروت، قدرت، موقعیت جسم و شکل و...!

ز) نظام مندی

جامعه علوی نظام مند است.«...اوصیکما بتقوی الله و نظم امرکم..» فاطمه زهرا سلام الله علیها می فرماید « ما منشأ نظم شما هستیم».انتظام ریشه در جامعه علوی دارد و امام محوری به جامعه نظام می دهد.

ح) مرگ اندیشی

امام در فرازی می فرماید «رغبت من به مرگ از رغبت کودک به پستان مادر بیشتر است.» در جامعه علوی، معاد اندیشی اصل است. جامعه علوی در حرکت و تکامل است؛ از حکمت تا بصیرت، از زهد تا تقوا و معاد اندیشی، یعنی جامعه علوی هجری گراست.!
علی کانون و منشا همه بار دین در غدیر بود و سرسلسله حرکت امامت تا مهدویت. ( عدل و امامت)

ط) نفی تفرقه

در جامعه علوی نفی تفرقه موضوعیت دارد. خانم فاطمه صدیقه می فرماید «امنیت نزد ماست.» در جامعه علوی ایمان گسترده است و اکثریت مومن اند. و جان های مومنان تفرقه انگیز نیست!. پس جامعه علوی، امنیت محور است و امنیت ذاتی، حاکم است و تفرٓق مفهومی ندارد.‌! در نتیجه ، در جامعه علوی یک حزب حاکم است.«حزب الله» در مقابل «حزب الشیطان».

ی) عدل

جامعه علوی مصداق طبیعی عدالت است. مولفه اساسی رفتار او عدالت است. وقتی جامعه‌ای را امام علی سامان دهد، عدل و قسط در مقابل جور و ظلم قرار می گیرد.
عدل : هر چیزی جای خود قرار بگیرد.
قسط: هر کس سهم خود را بگیرد.

به عبارتی، در ساماندهی عدالت علی، عدل در مقابل جور و قسط در مقابل ظلم است.!....

▪︎مهمترین ظلم در حق انسان، آن است که انسان محوری بجای خدامحوری قرار داده شده است!.

□ هر چه در جای خود نبود یعنی عدالت زایل است و نظم نیست. نظم ، حق و عدل در یک سطح هستند. نظم خروجی نظام است و نظام تحقق حق است و حق تحقق عدل است!

□علویت به عنوان یک تفکر برای ساماندهی جامعه مهدوی بسیار لازم است و ساخت سیاست دینی از سیره ائمه هم ضرورت دارد.

□ تبیین جامعه علوی بدون شناخت شخصیت امام علی ناممکن است. در جامعه علوی همه باید به حدی از اعتلا برسند. علی جانش از خبر فربه است و از جامعه می خواهد که از خبر فربه شوند

□عدالت، شجاعت، زهد ، تقوا ، نظم و حکمت علی سر لوحه ماست و گزاره های جامعه علوی ، گزاره اساسی ساخت جامعه مهدوی است که پیش روی ما قرار دارد .

اللهم صل علی محمد و آل محمد
اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۱ساعت 17:43  توسط سروش  |