باسمه تعالی
دکتر رضا زمانی
تحلیل کپسولی؛
وقتی ابوموسی اشعری می خواهد بر مسند حکمیت بنشیند! (۱)
.... حکایت سخنان مولوی عبدالحمید، در مسجد مکی ، حکایت مسجد ضرار است و ابوموسی اشعری (!) که از خود و دوستانش ساده لوحی را به اذهان متبادر می کند،....اما ریشه، غرق کینه است و صدای حلقوم بغض آلود و عمود!!...
....آنگاه که جملات، گزاره ها و مفاهیم انتقالی، حساب شده در تریبون رسمی فریاد زده می شود و گاهی با سوز و گداز قلب آمیخته می گردد، خبر از پشت پرده ای است که با عمروعاص مشورت شده و با آگاهی معاویه ، قرار است به حکمیت بنشیند!!...
...و چه بسیارند خوارج امروزی که اسیر نطق و منطق ابو موسی زمان می شوند و از سر بی بصیرتی و کج فهمی، سره از ناسره نمی شناسند!!....
حرف های بوتیکی از جنس غربی و انتقادهای مد امروزی از جنس آروغی!....ترببون نماز جمعه وحدت آفرین را تریبون نماز وحشت و وحدت شکن کرده است!
تناقض در گفتار و رفتار، تشویش اذهان و افکار، بوق تکفیر گر و سوت اغتشاش گر، همصدا با وهابیت و همنوا با بهائیت! ( برخلاف فقه اهل سنت) پیگیری خط تهمت به مسوولین و خط کنایه و طعنه به ولی امر مسلمین! تضعیف نظام و تخریب مراجع عظام!. ..... مسلک منافق است و مذهب شیطان! ...
چه باید کرد؟! ...عبدالحمید افسار پاره کرده و سودای امیر المومنینی دارد!....برنامه از خموشی بر روی چموشی چرخانده شده!!!....
ضامن نارنجک کشیده شده، می خواهد عمل کند!.....
....زمانش رسیده که مهار شود و سوار پیاده شود!....رجزش را باید جواب داد و گر نه هوای رستم بر سر دارد!!....
مناظره علما از برادران شیعه و سنی، باطل السحر اوست! او بیسواد هم است!.....
....زمانش رسیده تا بادش خالی شود!!......
... عبدالحمید ، مهره پیر سرویس جاسوسی روباه پیر، قصد انتحاری دارد!.....
....زمانش رسیده است! وقت چیدن است!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۱ساعت 17:4  توسط سروش
|