....بررسی و مقایسه مختصر مبانی جامعه مدنی به عنوان گزاره ای از جامعه غربی با جامعه فاطمی به عنوان گزاره ای از جامعه مهدوی در نقش و کارکرد زنان، می تواند ابعاد جامعه فاطمی را آشکار تر کند!

اجتماع مرد و زن امروزی دچار عذاب و مریضی است.! امروزه در غرب خانواده پاشیده و انسان ها در سود انگاری جایی برای ایثار نمی بینند و از انسانیت خود فاصله می گیرند به نحوی که این اجتماع شکل جهنمی گرفته است.!....
اما برای دوری از این آتش چه باید کرد؟!؛

جواب ؛ تاسی به زهرا مرضیه!

امام هشتم امام رضا علیه السلام درباره نام فاطمه می فرماید: فاطمه به معنای بریده از آتش است و ایشان و شیعیان ایشان از آتش جهنم مبرا هستند! کتاب خدا و عترت رسول الله سبب نجات هستند!

تبیین جهنم دنیایی زمینه تبیین جامعه فاطمی را به عنوان گزاره ای از جامعه مهدوی روشن می کند!

◇ و اما پایه های آتش در جامعه مدنی غربی و غیر فاطمی کدامند؟

۱. اصالت انسان پرستی در مقابل خداپرستی؛
در جامعه مدنی زن اسیر تعینات دنیایی است و پشت به خدا کرده است!. زن غربی عاطفه غریزی را کنار نهاده، اسیر تعینات و مادیات صرف است!

اما در جامعه فاطمی، زن رو به خدا دارد و معیارهای محاسباتی لزوماً مادی نیستند!

۲. اصالت فرد گرایی یا «تفرد» در مقابل روح جمع گرایی ؛
در جامعه مدنی، جدایی و تمایز از همه با هدف قربانی کردن همه برای خود اتفاق می‌افتد!.... در واقع خودکشی برادر تنهایی است. انسان فردگرا از خانواده خود سهم می خواهد.! در مبانی فردگرایی دانشمندان بزرگ غربی مثل دورکیم، روسو، هابز و.....انسان تنهاست!.در غرب روح واحد جمعی موضوعیت ندارد!

اما در جامعه فاطمی، انسان خدامحور به روح جمعی قائل است.

۳. اصالت سودانگاری در مقابل ارزش انگاری ؛
در جامعه مدنی غربی کنش ها و کوشش ها، سودمحور است!
اما درجامعه مهدوی اصالت با ارزش‌هاست که ممکن است جان را در مسیر آرمان خود بدهد!.

۴. اصالت واقعیت و تعینات در مقابل ایدئالیسم.
در جامعه مدنی عمل و نتیجه مهم است و واقع گراست، بلکه اصالت با لذت های ظاهری، مادی و عینی است.
اما در جامعه فاطمی، اصالت با جامعه آرمانی مهدوی است.

۵. اصالت لذت جویی عینی در مقابل کشش های روحی و معنوی؛
در جامعه مدنی زن مدرن می گوید من را می بینند پس هستم!.در جامعه مدنی لذت عینی اصالت دارد.!
اما در جامعه مهدوی اصالت با کششهای روحی و معنوی است.

۶. اصالت رفاه و برخورداری در مقابل اصالت مادری و همسری ؛
در جامعه مدنی، اقتصاد، فرهنگ و سیاست ، فرهنگ برخورداری مادی صرف است.تربیت بچه و زحمت نگهداری آن مقبول نیست!. برای کمبود موالید به سراغ باربی می روند.!

امروزه «باربی نمودن دختران جهان» در دستور کار است! ....و ما شاهد سو تغذیه جهانی در دختران هستیم چون نمی توانند همچون باربی شوند!..... «سیندرلا»، «دیو و دلبر»، «سفید برفی» و....همگی در راستای باربی سازی است.....و هزینه های سرسام آور بهداشت و درمان تا باربیزاسیون پیاده شود.! این پروژه در ادامه برای تشویق بارداری، باربی باردار را ساخت!.... و یا در آلمان مکانیسمی برای رد فرزند است! کسانی که فرزند خود را نمی خواهند طی فرایندی به پلیس تحویل می دهند!....

اما در جامعه مهدوی «مادری» غلیان دارد.
و همسری اصالت و موضوعیت دارد!

۷. اصالت عقل خود بنیاد در مقابل اصالت پیوندهای روحی و مقدس ؛
در جامعه مدنی، عاطفه موضوعیت ندارد. آنها انتخاب می کنند که چه کنند. مثلاً زن وقتی بین دو نیاز از غیر همسر در مقابل یک نیاز از همسر قرار می گیرد، به سمت فساد می رود. محل نزاع، دو دو تای عقلانی است!.
اما در جامعه فاطمی ، اصالت با پیوندهای روحی و قدسی است و اسیر تعینات مادی نیست...در جامعه مهدوی مبتنی بر گزاره فاطمی قاعده همسری را بر می تابند و ارتباط معنوی است نه صرفاً ریاضی!...لذت های ابدی موضوعیت دارد.

۸. اصالت نسبی گرایی در مقابل مطلق گرایی.

در جامعه مدنی مصلحت و نسبی گرایی اصل است اما مصلحت سنجی نسبی گرایانه در اسلام موضوعیت ندارد.
اما در جامعه فاطمی اسلام، مشی مطلق گرایی دارد. زندگی فاطمه زهرا مصلحت گرا نیست و به عنوان یک همسر مصلحت سنجی نمی کند.

۹. اصالت تقدس زدایی در مقابل اهمیت مقدسات.
در جامعه مدرن آنچه تقدس دارد از بین می رود و هیچ امر مقدسی بر تافته نمی شود. آنها هیچ موضوعی را در هاله ای از‌ تقدیس نمی پیچند. تا بتواند نقد شود!....اما وقتی گزینه مقدسی نباشد مناسبات اجتماعی چه می شود؟!...
اما در جامعه مهدوی مقدسات مهم هستند و به آن پایبندند.


۱۰. اصالت طبیعت انگاری در مقابل اعتقاد به ماورا طبیعت.
در جامعه مدنی، اعتقادی به ماورا نیست!
جامعه مهدوی مبتنی بر گزاره جامعه فاطمی اصالت با «یومنون بالغیب» است.بدون عالم غیب، انسان دچار تنهایی و وحشت است. انسان غیب گرا احساس تنهایی ندارد و در آن صورت روانکاوی معنا ندارد.!

۱۱. اصالت علم گرا در مقابل شهودگرا.
در جامعه مدنی هیچ وقت زن فیلسوف بزرگی نداشتیم! زن انسان عاطفی است ولی آن را گرفته اند.
زن سر پناه عاطفی مرد است حال آنکه به او القا می شود که این کشش های تو توهمات است!

۱۲. اصالت لذت محوری در مقابل عفت محوری؛
در جامعه مدنی و مدرن ، بشر امروز درگیر هری پاتر و جادو می شود چون او را دور از ماورا کرده اند.
اما در جامعه فاطمی، وقتی خدا ناظر باشد، حیا و حجاب موضوعیت پیدا می کند. در حالی که جهان از آن تهی شده است!.

۱۳. اصالت قدرت محوری در مقابل حقیقت محوری؛
در جامعه مدنی قدرت بر مدار و اساس زیبایی و جسم فروشی است. و اگر زیبایی نباشد به سراغ، علم ، ثروت و اسلحه می روند و خود را در مرتبه بالاتری از قدرت می خواهند! در جامعه مدنی وزن زن در قدرت تصرف مرد است.!
اما در جامعه فاطمی به عنوان گزاره ای از جامعه مهدوی، انسان حقیقت محور و ناموس مند است! در جامعه مهدوی وزن انسان دین مند چقدر است؟ او دغدغه حقیقت دارد این سنگینی ریشه در عالم خلقت دارد.

...مسیر تحقق این پایه ها در جامعه مدنی جنبش #فمنیسم است که با آن شأن تساوی بسازند و عاطفه زن را نابود کنند!
اما نهضت آزادی زنان این است که عَلَم فاطمی را برای رهایی از اسارت نگاه غربی و آتش نفس در دست گیرند!....

....امروزه وجود خانواده بخصوص تراز خانواده آل کسا ضرورت نجات جامعه اسلامی و زمینه ساز ظهور مهدوی برای تشکیل جامعه مهدوی است!

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک!

+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی ۱۴۰۱ساعت 20:53  توسط سروش  |