در سالروز میلاد پربرکت #امام_حسن_عسکری علیه السلام، در کلاس درس حضرتشان تلمذی میکنیم ؛ (۱)
تفکر؛ مهمترین اصل در اجتناب از لغزش های زبان:
«قَلْبُ الْاحْمَقِ فى فَمِهِ وَ فَمُ الْحَکِیمِ فى قَلْبِهِ.
(بحارالانوار، جلد ۷۵، صفحه ۳۷۴)
قلب (و فکر) احمق در دهان او و دهان شخص حکیم در قلب اوست!».
....بی شک مراد از قلب در این کلام نورانی همان عقل و فکر است، و بودن زبان در جلوی قلب، یا در عقب آن، کنایه از تفکّر و اندیشه درباره محتواى سخن یا عدم آن است.
....به راستى چه مى شد اگر همیشه ما پیش از آغاز سخن به نتایج و محتوای سخنان خود مى اندیشیدیم و زیانبار بودن آن سخن و یا خطر هتک حرمت یک مؤمن، هم چنین پیامد حمایت از ظالم و مانند آن را مورد بررسی قرار می دادیم و در راستای کسب رضای خداوند، تحقق امر به معروف و نهى از منکر و حمایت از مظلوم و مبارزه با ظالم، و خوشنودى بندگان خدا اندیشه و سخن خود را به کار می گرفتیم!.
لذا رهیافت عبارت لطیف آن حضرت چنین است؛ انسان عاقل نخست اندیشه مى کند سپس سخن مى گوید در حالى که احمق نخست سخن مى گوید و بعد در اندیشه فرو مى رود به همین دلیل سخنان عاقل حساب شده، موزون، مفید و سنجیده است؛ ولى سخنان احمق، ناموزون و گاه خطرناک و بر زیان خود اوست.
هم چنین نباید فراموش نمود کلام آن حضرت به عقل و حماقت اکتسابى اشاره دارد. کسى که ذاتاً احمق است در واقع نوعى بیمارى دارد که در صورت امکان باید به وسیله دیگران معالجه شود؛ ولى گاه انسان حماقت را با اراده خود فراهم مى سازد؛ با نیکان و پاکان و عاقلان و خردمندان معاشرت نمىکند و بر عکس به دنبال هواى نفس مى رود و با افراد نادان و شرور طرح دوستى مى ریزد، تحصیل علم را رها مىکند و با اختیار خود در وادى جهل گام بر مى دارد و هنگامى که مسئله سرنوشتسازى پیش آید با اینکه مى تواند تأمل کند، به مشورت بپردازد و از این و آن نظر بخواهد همه اینها را ترک کرده و بى گدار به آب مى زند و گرفتار غرقاب مىشود!.... پس نکوهش حضرت از چنین حماقتى است.!!
تمام زشتی ها و بدی ها در اتاقى قرار داده شده (که درِ آن بسته است) و کلید آن دروغ است. ....بی شک دروغ از جمله رذایل اخلاقی است که سرچشمه گناهان بسیار از قبیل، رشوه خوارى، ظلم، غش در معامله، پایمال کردن حقوق مردم، اهانت به اشخاص و کمک به ظالمان می باشد، در تبیین این روایت و ترسیم رابطه دروغ و گناهان می توان گفت انسان گناهکار هرگز نمى تواند، راستگو باشد، چرا که راستگویى موجب رسوایى او است، و براى پوشاندن آثار گناه معمولاً باید متوسل به دروغ شود.
هم چنین در تشریح چگونگی شمولیت و گستردگی دروغ بر ایجاد گناهان مختلف، باید به روایتی دیگر از امام حسن عسکرى علیه السلام استناد نمود که فرمود:
خداوند براى شرور و بدى ها قفل هائى قرار داده که کلید آنها شراب است و دروغ گفتن از شراب هم بدتر است!».
شکی نیست که بزرگترین و مؤثرترین مانع بر سر راه زشتى ها و بدى ها «عقل و خرد» است و این قفل محکمى است که بر آنها زده شده، و به هنگامى که قفل «خرد» با کلید «شراب» گشوده مى شود همه زشتى ها و بدى ها آزاد مى گردند و ممکن است انسان در حال مستى آلودۀ به هرگونه جنایت و گناه و تبهکارى گردد.
لیکن وقتی شخص «شرابخوار» از روى «جنون مستى» دست به گناه مى آلاید، «دروغگو» آگاهانه سازمان زندگى اجتماعى را بهم مى ریزد و روح اعتماد را مى کشد و سرچشمه انواع گناهان و مفاسد مى گردد. پس دروغ از شراب هم خطرناکتر است.
به عبارت دیگر دروغ سرچشمه نفاق است، زیرا فقدان صداقت میان زبان و دل و تفاوت ظاهر و باطن انسان، فرد دروغگو را تدریجاً بسوى نفاق کامل سوق می دهد به نحوی که این رذیلت اخلاقی بستر ساز بسیارى از گناهان خواهد شد.!
....در اسلام جدال و مراء یا به تعبیر دیگر بحث هاى تعصب آلودى که براى برترى جویى برطرف مقابل و نه براى تبیین حق صورت مى گیرد شدیداً نکوهش شده است و از آن بعنوان یکى از گناهان کبیره یاد شده چرا که بزرگترین سد راه حق و رسیدن به واقعیت ها است.
واژه «مِراء» به معناى گفتگوهاى لجاجتآمیز و توأم با خصومت به منظور پیروزى بر حریف است هر چند حق نباشد، و سرچشمه آن تعصب و لجاجت و برترىجویى است که مانع از پذیرش سخن حق مى شود.
لذا باید گفت هر کس مى خواهد آبرو، شخصیت، اصالت و قداست نفس خویش و آنچه مربوط به اوست را حفظ کند باید مِراء را کنار بگذارد. زیرا به هنگام مراء، افراد بر سر لجاجت مى افتند و گاه انواع توهینها را به طرف مقابل روا مىدارند و عیوب پنهانى او را بر مى شمارند و هتک حرمت مىکنند، از این رو همین که بحث آنها با طرف مقابل به مرحله مراء رسید باید کلام را قطع کنند و او را رها سازند.!
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر ۱۴۰۱ساعت 17:55  توسط سروش
|