باسمه تعالی

                                                                                             دکتر رضا زمانی

داستان یک عشق آسمانی!

زیبا بود و با شکوه! در کمال و جمال بی نظیر! در امر تجارت، بانویی خردمند. در شرافت و عفت و متانت، بی‌همتا. ثروتمند و سخاوتمند و اهل کرامت.... خواستگاران زیادی از بزرگان و افراد سرشناس داشت که همگی را جواب گفته بود.... مدتی بود که دل در گرو جوان هاشمی داشت آنها خویشاوندی دوری هم با هم داشتند و هرازگاهی به مناسبتی او را می دید... داستان عشق از یک مهمانی شروع شد! بانوی* طاهره* در ضیافتی، چند میهمان از علمای یهود داشت. در این حین، جوانی خوش سیما، از مقابل خانه* مبارکه* عبور کرد دانشمند یهودی از بانو خواست که جوان رعنا را به مجلس دعوت کند، او در طول مجلس، چشم ازامین بر نمی داشت و مات و مبهوت جوان هاشمی شده بود... در پایان ضیافت، باشور و شعفی گفت که در این مرد ، نشانه های عظمت و بزرگی و سروری می بیند و جملاتی در وصف او بیان کرد.... بعدها هم از عمو و پسر عموی دانشمندش و از علمای نصاری در توصیف آن یگانه اخباری شنیده بود. و از طریق غلامش میسره، در سفر تجارتی به شام که سرپرستی آن را محمدامین داشت، بیشتر از کرامات و بزرگواری آن آقا شنید. تقوا و پاکدامنی، معنویت و حسن خلق، امانت داری و پر برکتی، دانایی و خردمندی، شجاعت، شهامت و صداقت او، زبانزد همه بود. روح پاک و قلب لطیف ملکه بطحاء پس از مدت ها ، هم کفو خود را پیدا کرده بود. مرغ دلش هوای پرواز داشت. دیگر دلش تاب دوری را نداشت.!

.... بانوی قریش، حصار غرورش را شکست و جایگاه و شوکت دنیای خود را با خوشبختی ابدی، به آسانی فروخت و تصمیم سرنوشت سازش را گرفت. در سفر تجارتی، مقدمات ملاقات فراهم شد... با حفظ حیا و متانت، مقابل محمد آمد وعرضه داشت، مایل به ازدواج با توام و در این راه پیشقدم شده ام !. جوان پاکدامن، گر چه آوازه و سلامتی و شرافت خانم را می دانست، اما تردید داشت! چون بانو صاحب ثروت و مکنت بود و دوست داشت تا نیت سید بانوان، از زبان خود بانو، بازگو شود... بانوی پر شرافت حجازی، ادامه داد آیا کسی که تصمیم گرفته خویشتنش را به تو بخشد و جان ناقابلش را فدایت کند، برای او مشکل است که ثروت و داراییش را نیز به او بخشد و هر چه دارد نثار قدم دوست کند؟! جوان بعد از این گفت که باید با نزدیکان و بزرگانش مشورت کند. عموی بزرگوارش از شنیدن این خبر مسرور و سرفراز به خواستگاری بهترین بانوی عرب آمد تا او را برای بهترین خلق خدا خواستگاری کند. و به اوج سادگی، پیمان زندگی مشترک این دو چهره بی بدیل ، در دهم ربیع الاول، به امضاء رسید.

ازدواجی بی نظیر که نه ثمره زودگذر دوستی بی پایه و اساس بود، نه برخاسته از انگیزه های مادی یا دیگر غرائض و اهداف رایج که در ازدواج چهره های مشهور و سرشناس دنیا وجود دارد و نه با اهداف سیاسی و پیوندهای سیاسی و امنیتی.

ازدواجی که در کمال سادگی و درستی شکل گرفت. بانویی که جزء برترین زنان عالم است و درقرآن و روایات ، به ایمان و فداکاری و فضائل او اشاراتی شده (مثل ضحی/8) و پیامبر اسلام (ص) همواره و در همه حال از او به نیکی یاد می کرد و به او عشق می ورزیدند. گل سر سبد این ازدواج فرخنده، کوثر بود که شجره طیبه الهی از دامان او شکل گرفت و کثرت یافت. باشد که الگوی ازدواج پدر و مادر امت اسلامی، جزء سبک زندگی منتظران موعود گردد..و به تاسی از آنان قدمی در راه جامعه مهدوی بر داریم. آمین.

توضیحات :از القاب حضرت خدیجه کبری، ملکه بطحاء(ملکه سرزمین مکه و حجاز)

طاهره،مبارکه،و سید بانوان است.

منابع :

1_بحار الأنوار، ، ج26، ص2.

2_مناقب شهر آشوب، ج 1،ص41.

2_درسهایی از تاریخ تحلیلی اسلام، ج2،ص17تا24،نوشته سید هاشم رسولی محلاتی.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آبان ۱۳۹۹ساعت 13:11  توسط سروش  |