باسمه تعالی

                                                                          دکتر رضا زمانی 
عاشقانه ای با امام امت


....روز چهاردهم خرداد ۱۴۰۱ روز تجدید دیدار مردم با امام امت بود، روزی که امام امت حاضر برای پاسداشت مقام شامخ امام راحل، خود را مقید می داند که برای عهد و پیمان و تبیین میثاق نامه «خمینی عظیم» بر بالین مرقدش حاضر شود!...... مردان خدا تمامی ندارند! کلامشان قند و عسل است! شهد ناب است!.....شفابخش آلام و مُجدد آمال است! ...بعد از دو سال فراغ و فراق ، مردی از جنس خدا بر بالین پیر و مراد خود! ...و چه زیبا مرد خدا ، با استاد و امام و مرشدش ، نرد عشق می بازد!!....گویی شاگردی در جلسه درس استاد حاضر شده ، ابتدای کلام ، به رسم ادب ، اظهار دلتنگی می کند! مرد خدا از جوشش عاطفه برای استاد عاطفه می گوید!....و خدا می داند که پس این عاطفه مقدس و زیبا ، چه قوه عاقله ای است!...‌این رسم مردان خداست!
امام امت در برابر مکتب امام راحل شاگردی ادب و کمال را به حد جمال می رساند!....و چه زیباست این رابطه شاگرد و استاد! ....
تواضع علمی ایشان و تقید معظم له به شاگردی، بسیار عجیب و درس آموز است!....
تعابیر حضرت آقا در وصف پیر جماران و پدر امت ایران، دلربا و افسونگر است!... امام امت حاضر برای امام راحل، می فرماید ، امام روح الله ، روح انقلاب اسلامی است ، یا در تعبیری دیگر می فرماید ؛ امام را با من حقیر مقایسه نکنید، فاصله نجومی است!!....چقدر تعابیر لطیف و ظریف اند!! ...این همه ارادت و تواضع از کجا می آید!.... اماما! الحق که خلف شایسته امام راحل هستید! شما که بوی آسمانی می دهید! چقدر فاصله ما با شما نجومی است! شما تنها پنجره فهم ما به سمت اسلام ناب هستید و ما در حالت غفلت و تغافل، ناسپاس نعمت ولایت!....بیرحمانه و از سر ساده لوحی و بی خبری همسو با دشمنان ، تمام کاسه و کوزه ها را سر شما آوار می کنیم و ژست دانایی می گیریم و شما با آرامش و متانت ما را به تفکر ، تعقل و تهذیب نفس دعوت می کنید! ....یا آنجا که جوانمردانه پشت مسوولین ناجوانمرد ، ظاهر می شوید و حاضر می شوید که سیبل هجوم تیرهای زهر آگین منتقدان و معاندان شوید، تا آن مسوول کوتوله احساس بلندی کند! تا فرصت خدمت یابد، بلکه عاقبت به خیر شود! ...یا آنجایی که اوامر و مطالبات شما بر زمین می ماند و شما با سعه صدر، نصیحت می کنید، فرصت می دهید! به درها می گویید تا دیوار ها بشنوند!!....چه کور و کریم که مدیریت ممتاز شما را نمی بینیم و نمی شنویم، اما همواره فقط غر می زنیم و پای چراغ ، مشکلات جهان و جامعه را با کاسه ای تخمه آفتاب گردان حل می کنیم! و به خیال خودمان ، چه علامه زاده ای هستیم!!! ...نمی دانیم!، نمی شنویم! نمی بینیم! اما تو این سالها شما به قد تمام ما می دانید و می بینید و می شنوید!!..
اوضاع ما خوب نیست! معترفیم که فقر فرهنگی ما، ما را از پا در می آورد! ....دشمن شما، تعاریف و شناختی که از شما دارد بهتر و رساتر از ماست!... یا آنچه بزرگان سیاست و اندیشه خارجی از شما می‌گویند ، همه را به دیده تردید و بی توجهی می نگریم!! چون بصیر نیستیم و شما چقدر از بصیرت گفته اید و دریغ از ما!....
بی جهت نیست که عالمی را شیفته خود کرده اید! ....آن که از خود گذشت خدا گشت!... کاشکی ما هم از منیت و جاهلیت انبوه شده پشت ذهنمان بگذریم تا شاید وجود نعمت شما را ببینیم! فهم شما پیش کش!!....
خدایا به حق اهل بیت علیهم السلام ، دستان دوستدار ما را در دست نائب صاحب دلدار قرار ده و دست علمدار ایشان را در دستان پر برکت حضرت انتظار! ....و ما را فهم و بصیرتی عطا کن تا قدر دان نعمت وجودش باشیم و عوامل او در برابر موانع! ....تا هر چه زودتر ظهور را ظاهر کنیم!
آمین یا رب العالمین.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم تیر ۱۴۰۱ساعت 12:37  توسط سروش  |