باسمه تعالی

                                                                                      دکتر زمانی

دین داری مردم

 

          حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام، در روز عاشورا می فرمایند: « مردم بندگان دنیایند و دین لقلقه زبانشان است.» آقا سیدالشهداء در سال 60 هجری در منا در جمع خواص و 700 نفر از علما و تابعین صحابه و بزرگان دینی، از نوع دینی که مردم و خواص دارند، انتقاد می کنند و معتقدند که این ، در واقع دین داری نیست، بلکه برچسب دینی زدن به کارهاست. در ادامه می فرمایند: « شما از مرگ گریزان و به دنیا چسبیده اید، در حالی که دنیا شما را رها خواهد کرد وقتی شما از مرگ هراسانید، دشمنان شما از این حربه استفاده خواهند کرد و بر شما غلبه نموده و مسلّط می گردند. از این قسمت از سخنان اباعبدالله الحسین که می فرمایند: « النّاس عبید الدنیا »  می خواهم استفاده ببرم و به جامعه امروزی هم گریزی بزنیم، واقعاً این جمله سیدالشهداء ، امروز هم بسیار پرکاربرد است. بسیاری از مردم می گویند: چرا باید به دنبال شیعه و سنّی باشیم؟! یا در پی حقانیّت اسلام و مسیحیت و یهودیت؟!  کافی است انسان باشید و مشغول کار خود، سعی کن انسان باشی! به همین مقدار کفایت می کند! جملاتی از این دست ، زمزمه خیلی هاست و امروزه این حرف ها تکرار شده و جدی است.!

        اینجاست که وقتی این جملات گفته می شود، این حدیث امام حسین (ع)، دوباره در گوشم نجوا می کند که « مردم بندگان دنیایند و دین بازیچه آن ها ! » وقتی آرامش و رفاه است ، همه دین دار و متدین اند، ولی در سختی ها و انتخاب میان دین و زندگیِ شخصی است که ، دین داران تقلیل می بابند. در واقع می توان از زاویه دیگر  هم، به موضوع توجّه داشت. می توان گفت «آسیب شناسی دین داری» !

       درس عاشورا و  تفکّر در رموز آن، می تواند ما را در دین داری استوار نموده و ما را در آسیب شناسی درست، از دین داری راهنما باشد. سیدالشهداء (ع) برای همیشه، راه حق و باطل، راهی بدون شک و دودلی و راه عظمت و شرافت را به ما آموخت. عاشورا درس های نظری و عملی بسیاری دارد، و ما باید از این دانشگاه انسان سازی، درس ها بگیریم و  واحدها پاس کنیم! اسلام یک مکتب است، مکتبی که از طرفی کامل ترین دین و از طرفی آخرین و عقلانی ترین آن هاست. دین و مکتب دینی، به ما راه و رسم درست انسان بودن را می آموزد، و وقتی مکتبی، انسان ساخت، آن انسان را جهت دار می کند  به سمت اللّه  سوق می دهد. (الی اللّه).

      این که من فقط انسان خوبی باشم، کافی است!! اصلاً این مهم بدون دین، صورت نمی گیرد.  فرهنگ را، دین تجلّی داده است، و دین اسلام است که مصداق اتمّ و اکمل دین هاست و به خوبی می داند و می تواند و این ظرفیّت را دارد، تا انسانی بسازد، که در تراز خلیفه اللهی باشد، به شرطی که انسان، بصیر، صبور و عاقل باشد، در این باره بسیار می توان نوشت. این که من باید انسان باشم و کاری به این ها ندارم! مگر من چقدر، سواد یا فرصت مطالعه دارم که بگردم و بهترین آن را بیابم! کافی است فقط انسان خوبی باشم! همین مقدار، کافی است و...... در واقع شبه ای است که تبعات بسیاری دارد، که اگر خوش بینانه نگاه کنیم، آن چه که انسان را به چنین تحلیلی از زندگی می رساند در واقع ریشه در بی بصیرتی و بی فکری آدمی، نسبت به نظام خلقت و ارسال مرسلین دارد. اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 19:3  توسط سروش  |