باسمه تعالی
                                                                           دکتر رضا زمانی
انتخابات ۱۴۰۰

دیدگاه معرفتی دو جریان عمده سیاسی

(جریان شناسی سیاسی ۱)

امروز و بعد از گذشت بیش از 4 دهه از عمر انقلاب اسلامی، دو جریان عمده سیاسی در کشور، در حال شکل گیری و یارگیری هستند. شفاف سازی این دو جریان عمده، در زمانی که رویارویی حق و باطل، به مراحل حساسی رسیده، حیاتی و امری بصیرتی است. به اختصار کلیت دو دیدگاه و جریان اساسی را تبیین می کنیم :
الف:ویژگی های جریان انقلابی:
1.خاستگاه فکری و اولیه این جریان، غدیر و عاشوراء است. و برگرفته از شیعه ناب محمدی (ص) است.
2.قرائت این جریان از دین، نگاه حداکثری است. اسلام یک دین جامع نگر است و در تمام شئون زیست یک مسلمان، حضور دارد.
3. اعتقاد به علوم انسانی اسلامی. این جریان معتقد است، باید با کمک علوم وحیانی و عقلانی و تجربی، علوم انسانی مخصوص اسلام را تولید کند. باور به استخراج قواعد حکمرانی و ساختار سازی نهادهای حکومتی از متون اصلی شیعه و سیره اهل بیت علیهم السلام.
4.قائل به احیاء و تاسیس علوم توحیدی در برابر علومی که بر مبنای ثنویت و تثلیث بنیان گذاشته شده اند.
5. اعتقاد به انقلاب اسلامی. این جریان انقلاب اسلامی را چون گلی در گلدان جمهوری اسلامی تعبیر می کند. که باید مفاهیم و ارزش‌های ناب و جاودانه آن را شکوفا نموده و بارور کند. بر این مبنای فکری، انقلاب هنوز کاملا اتفاق نیافتاده و باید قدم به قدم تمام ابعاد اجتماعی دچار انقلاب شوند و اثرات انقلاب را شاهد باشیم.
6.شعار عملی و اعتقادی آنها در حوزه های مختلف اجتماعی، "ما می توانیم" است. این شعار توسط امام خمینی(ره) مطرح شد و نیروهای نظامی در سایه این شعار، توانستند به پیشرفت های قابل توجهی برسند تا امروز که ایران، توانایی ساخت پیشرفته ترین موشک های بالستیک نقطه زن را دارد و یا در زمینه پهبادی و.... در زمینه های علم نانو، انرژی اتمی و... صنایعِ های تک و.... این پیشرفت ها، همگی با الهام از شعار 'ما می توانیم" بوده است.
7.توجه به داخل برای حل مشکلات. این جریان، راه حل خنثی سازی تحریم ها و مقابله با بسیاری از موانع پیشرفت را در داخل و اتکا به نیرو و ابزار و امکانات داخل می داند.
8.توجه به صادرات. کشور می تواند با توجه به ظرفیت هایی که انقلاب اسلامی و جبهه مقاومت در خارج از کشور تولید می کند، کالاها و ارزش‌های خود را صادر کند. (فعال سازی معاونت اقتصادی سفارتخانه ها و...)
9.*دکترین مقاومت، دکترین قدسی* و رفتار کنش گرانه نسبت به نظام سلطه و دشمنان منطقه ای خود. این دکترین، جبهه مقاومت را شکل داده که مرزهای جغرافیایی را درنوردیده و مرزهای جدید عقیدتی را بنیان گذارده است. پیروزی های این جبهه در تمام عرصه ها، آنها را قوی تر نموده و معادلات نظام سلطه را در منطقه برهم زده است. این جریان، به خط قرمز های نظام حساسیت داشته و از آنها، پاسداری می کند.همانطوری که در 8سال دفاع مقدس خطوط مرزی کشور حفظ گردید.
10.معتقد به مدیریت جهادی.
11.،اعتقاد به نظام مردم سالاری دینی بر مبنای نظام ولایی. (حاکمیت ولایت فقیه) در این نظام مردم با حق رای خود و با هدایت ولی فقیه زمان، در سرنوشت حقیقی خود شریکند.
12.اصل استقلال. این جریان، معتقد به استقلال فرهنگی، اقتصادی و سیاسی است. در راستای استقلال، می توان مقاومت کرد و از اصول خود دست نکشید.
13.معتقد به اقتصاد مقاومتی. مکتب اقتصادی که به دنبال استفاده از نسخه های بومی اقتصادی بر گرفته از قواعد اقتصاد اسلامی است و به دنبال بانکداری بدون ربا و استفاده از توان داخلی در استقلال اقتصادی است.
14.معتقد به فرهنگ سازی اسلامی با ورود به مرحله جامعه سازی اسلامی. صیانت از فرهنگ ایرانی _اسلامی.
15.معتقد به وجود دشمن و مباحث دشمن شناسی با الهام از قرآن و احادیث و روایات و با ارائه راهکار "بصیرت زایی" در پی خنثی سازی دشمنی است.
16.شهادت طلبی، ایثارگری، مواسات و کمک مومنانه از ویژگی های بارز رفتاری این جریان است. شهیدحاج قاسم سلیمانی از جمله نمادهای بارز این جریان است.قهرمان های این جریان، شهداء 8 سال دفاع مقدس و شهداء مدافع حرم و شهداء حوزه امنیت و سلامت هستند. شخصیت های حقیقی.


ب : ویژگی های جریان لیبرالی که در قالب طیف های وسیعی از اصلاح طلبی ظاهر می شود.
1. خاستگاه فکری و اولیه این جریان، زاده اندیشه فیلسوفان غربی است، جان لاک، روسو، جان دیویی، دکارت،کانت، دیوید هیوم و آدام اسمیت و فرید من و...... اینها متاثر از فلسفه سیاسی غرب هستند و متاثر از لیبرالیسم، اومانیسم. پلورالیسم و..
2. .نگاه سکولاریستی به دین. قرائت این جریان از اسلام، "اسلام حداقلی" است. و برای احکام اسلامی، جامعیت و وسعت در اداره جامعه و حکومت، قائل نیستند.!
3.عدم اعتقاد به علوم انسانی اسلامی. اصولا، قائل به اقتصاد اسلامی، سیاست اسلامی، روانشناسی اسلامی، مدیریت اسلامی و... نبوده و نیستند.!
4. قائل به احیاء و تاسیس علوم توحیدی نیستند و اعتقادی به وجود ثنویت و تثلیث در علوم ارائه شده از طرف غرب ندارند.!
5. اعتقاد به نظریه جمهوری اسلامی، نه انقلاب اسلامی! (عدم اعتقاد به انقلاب!) وقوع انقلاب اسلامی، یعنی اعتراض به فضای موجود دنیا و اعتراض به نوع روابط شکل گرفته بر مبنای زور و سلطه بود! این جریان، اعتقادی به این مفهوم ندارد و انقلاب را به سطح سرنگونی نظام شاهی و تشکیل نظام جمهوری تقلیل می دهند و به هضم در اقتصاد و فضای بین الملل کنونی می اندیشند.!
6.شعار عملی و ناگفته آنان "ما نمی توانیم است"  بر این مبنا، برای ایران سهمی بالاتر از خام فروشی و صادرات صنایع دستی قائل نبوده و نیستند.!
7.توجه به" خارج " برای حل مشکلات. این جریان، دیپلماسی را ظرفیت سازی برای حل شدن در نظام بین الملل می دانند.
8.توجه به" واردات " و رفع نیازهای کشور از طریق واردات کالا و سرمایه.
9.نوع نگاه تمدنی این جریان، احیای تمدن ایرانی است با عناصر باستانی و اسطوره ای. که در قالب نظریه ایرانشهری جواد طباطبایی دنبال می شود. در این نظریه، صراحتا از مرگ اسلام و اسلام سیاسی سخن رانده می شود و توصیه ایدئولوژیک ایشان، جایگزینی" شریعت نویسی" با "سیاست نامه نویسی" است. (زمانی از مرگ اسلام گفته می شود که مکتب لیبرالیسم در حال احتضار است.! و الگوهای اسلامی میدان داری می کنند.!! )
9.دکترین سازش و عدم اعتقاد به وجود خط قرمز های منافع ملی !
10. معتقد به "مدیریت تکنو کراتی"*
11.اعتقاد به نظام دموکراسی مدل غربی در قالب الیگارشی. این جماعت، مردم را معیار حق می دانند. آن دسته از مردم را که با سیاست هایشان همراه باشند باهوش و پیشرفته و مابقی را مبتدی و عقب مانده خطاب می کنند.
12."اصل وابستگی" این دسته و جریان، اصل ارتباطات با جهان را بر وابستگی بنا می کنند.
13.معتقد به اقتصاد لیبرالی و نئو لیبرالی. استفاده از نظریات اقتصاد سرمایه داری و بانکداری ربا.!
14.دیدگاه اباحه گری در عرصه فرهنگی. فرو کاستن مباحث فرهنگی به ساحت فردی و رهایی و لجام گسیختگی فرهنگی.
15.اصولا، اعتقادی به دشمن و دشمنی ندارند و دشمن را به سطح رقابت های منطقه ای و جهانی، فرو می کاهند.!
16.اصولا اعتقادی به شهادت طلبی ندارند! و شهیدی هم در این راه نداده اند! به وقت کمک، سلبریتی ها را علم می کنند و قدرت بالایی در استفاده فضای اجتماعی برای جلب توجه دارند! .سلبریتی های هنری و سیاسی، نماد و اسطوره های این جریان هستند.
... اینها اصول کلی و اساسی دو جریان واقعی و عینی جامعه امروزی ماست.طیف های مختلف سیاسی کشور، همگی با نزدیکی یا دوری از این دو جریان، دسته بندی می شوند. با نگاه معرفتی و کلان به این دو دیدگاه، می توان درباره انتخابات و حضور در پای صندوق های رای و انتخاب نامزد اصلح، تصمیم درست گرفت.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم خرداد ۱۴۰۰ساعت 0:13  توسط سروش  |