باسمه تعالی                         

                                                                                         دکتر زمانی

آموزش و مهندسی فرهنگی :

      بدون شک شاه کلید گمشده عملیاتی شدن برنامه الگوی پیشرفت اسلامی-ایرانی ،آموزش است .! آنچه روشن است آن که در بررسی مباحث توسعه ای و پیشرفت و تکامل ،تمام مسیرها به فرهنگ منتهی می شود یعنی فرهنگ سازی و به عبارت بهتر "مهندسی فرهنگی "

    ساختارهای منتهی به شخصیت ما ایرانی ها از زمان قاجاریه به بعد دچار مشکلات و بحران هایی است از ویژگی های این شخصیت مریض بحران هویت است .خب ! این مریضی باید برطرف شود اما سوال این است که چگونه این معضل را برطرف کنیم؟ چگونه فرهنگ را اصلاح کنیم؟ توسعه و گسترش دهیم و سپس جهت دهیم؟ به نظرم عمده جواب را باید در "آموزش"بررسی کرد .

              آموزش در سه لایه مراحل آموزش ، سطوح آموزش و ابزار آموزش :

        1- مراحل آموزش : اول و در مرحله ابتدایی، آگاهی بخشی با رویکرد توجیه آگاهی بخشی است یعنی این که چرا ما باید حرکت نویی را شروع کنیم که اصلاحی هم باشد ؟ وقتی جایگاه و شرایط زمانی و دینی و اجتماعی و جهانی بررسی شود مخاطب به توجیه رسیده و قدم اول برداشته می شود .

         در مرحله دوم ،ساخت ، تبیین و سیاست گذاری و مدیریت "مهندسی اجتماعی "است . این مرحله پیچیده ترین و سخت ترین مرحله کار است و نیازمند هم اندیشی نخبگان علمی و سیاسی و اجرایی کشور است . نگاه کل محور با لحاظ ممیزات فرهنگ اسلامی - ایرانی و ظرافت نگری در استفاده درست و به جا از خرده فرهنگ ها ، توجه به بحث مولفه های هویت و ...همگی باید لحاظ شده و صیقل داده شوند و بعد اجرایی و عملیاتی بگیرند و به عبارتی ،خروجی درستی داشته باشند و از طرفی به طور مداوم و همیشگی ،هم جنبه های پیشگیرانه بررسی شوند و نسخه های اجرایی صادر شوند و هم بازخورد های این سیستم تحلیل کارشناسی شده و برای ادامه پروژه برنامه ریزی گردند .

      این مرحله برای اجرایی شدن نیازمند نیرو سازی و ایجاد تشکیلاتی است که هدفش سیاستگذاری و اجرای درست و دقیق این برنامه ها است در واقع "دولت در سایه فرهنگی "متشکل از نخبگان نرم افزاری در همه رشته ها و در سطح کشوری تشکیل گردد.  

         در مرحله سوم ، تکرار و تکرار و تکرار جهت ایجاد ملکه ذهنی در ذهن مخاطب .تکراری که باید با رنگ عمل مخلوط شود تا مخاطب بتواند آن را بپذیرد  و در خود نهادینه کند آن گاه خود مبلّغ و مجری می شود و همه مسئول می شوند . آن گاه کارها سرعت اجرایی به خود می گیرند . 

    2-سطوح آموزش : آگاهی بخشی و آموزش در تمام سطوح از والدین به عنوان اولین معلمان انسان و مدیران و معلمان مدرسه به عنوان دومین پایگاه اجتماعی و آموزشی انسان .... تا محیط دانشگاه و جامعه و اجتماع انسانی . یعنی در تمام سطوح و با شدت و  حدت .  

    3- ابزار آموزش : از اولین کانونهای آموزش یعنی خانواده تا  مهد کودک ها و  مدارس و دانشگاه ها و حوزه های علمیه و از رسانه ملی (صدا و سیما )تا رسانه های شنیداری و دیداری (از تئاتر تا سینما و..)و  فضاهای مجازی و از کتب داستانی و رمان تا کتب علمی و دانشگاهی و....از پدر و مادر تا معلم و دبیر و استاد دانشگاه و حوزه و از مساجد تا حسینیه ها و منابر و.... یعنی با تمام ابزار و ظرفیت های ابزاری در آموزش .

      در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش ،معلم محوری، ملاک و میزان است معلمی که محوریت آموزش را بر عهده دارد باید تحت آموزش های حرفه ای و جهت دار قرار بگیرد و به سمتی جهت دهی شود که خروجی آن دانش آموزان ،بالندگی و ارتقا کار جمعی و گروهی باشد، در کنار بالندگی علمی و نخبه پروری .پس گزینش اساتید و معلمین بارز و نخبه با رویکرد دو گانه تعهد و تخصص ،می تواند بسیار گره گشا و راه گشا باشد .

     رسانه ملی در ایران ،دانشگاه بزرگی است که با استفاده از برنامه های آموزشی-فرهنگی ، می تواند سهمی مهم در اصلاح فرهنگی جامعه ایفا کند.در برنامه های صدا و سیما که رسانه ملی است و بسیار پر مخاطب و پرنفوذ است و می تواند نقش پررنگ و غیر قابل انکاری در ایجاد سلیقه ، سبک زندگی و نوع نگرش مخاطبین ایجاد کند ، متاسفانه برنامه هایی با سبک و رویکرد آموزشی کم رنگ و کم جان است و به نظر می رسد مدیران صدا و سیما هنوز در این سطح از نگاه راهبردی وارد نشده اند ! 

راهکارهای عملیاتی :

1-شبکه آموزش سیما ،فعال و پر محتوا شود . متاسفانه منظور ما از آموزش تاکنون ،آموزش قرآن و کنکور را شامل می شود و کمتر به مقوله آموزش پایه و سازمانی توجه کرده ایم .منظور بنده از آموزش ،آموزش در همه سطوح حتی آموزش رانندگی ، راه رفتن !حرف زدن و... و حتی امر به معروف و نهی از منکر را در قالب آموزش وارد کنیم .یعنی می توان فریضه امر به معروف و نهی از منکر را در قالب برنامه های آموزشی ،نهادینه سازی کنیم و به عبارتی در فرهنگ مان جاسازی کنیم .در این قالب می توان نمونه های بارز و مصادیق سالم و درست امر به معروف و نهی از منکر را آموزش داد .در اینجاست که می توان تمام مراحل مختلف  این فریضه را در قالب درست و خطا در معرض دید مردم قرار داد و به تدریج در جامعه نهادینه نمود . و این گونه است که مردم خودشان آمر به معروف و ناهی از منکر خواهند شد .

2-تالیف کتب درسی در این زمینه ها و تدریس آن ها در مقاطع آموزشی

3-دقت آموزشی در تدوین فیلم ها و سریالهای تلوزیونی و سینمایی ،به عنوان مثال توجه به فرهنگ زیرآب زنی و کم کاری و تنبلی ، باید به حداقل ممکن برسد و اگر از آن ها جهت خنداندن مردم استفاده می کنیم باید در همان مسیر به مخاطب طرز تفکر درست را القا کرد .یکی دیگر از معضلات مسئولین و دست اندر کاران فرهنگی و جامعه هنری ما ،تنها طرح مساله در شکل های گزنده و تلخ یا کنایه آمیزاست . این طرح مساله، ابتدا به ساکن خوب و لازم است و حتی باعث خنده هم می شود ولی وقتی تفکر حل المسائلی وجود ندارد به تدریج این بیان مساله ،بعد منفی و تخریبی یافته و در راستای ناامیدی جلوه گر می شود .

4-ساخت فیلمها ، تله فیلم ها ، سریال ها و برنامه های هنری با تبیین فرهنگ "سخت کوشی ، پرکاری ،توکل ،ضابطه مندی ،علاقمندی ،جدیت ، اعتماد به نفس ،رشد عمودی (از بالا به پایین )صداقت ، راست کرداری ، وفاداری ، خوش نیتی ، جوانمردی ،ساده زیستی ، دشمن شناسی ، استبصار ، جهاد گرایی ، احسان و مهربانی و ..... این کدها که همگی برگرفته از فرهنگ غنی اسلامی - ایرانی ماست ، بدون آموزش دانه دار و مدت دار و جهت دار ، از میان ما رخت بر خواهند بست و علاوه بر ایجاد چالش های هویتی ،نمی توانند ما را به سمت تمدن سازی نوین اسلامی رهنمون کنند .

          شاهد مثال ما تاثیرات مجموعه هایی مثل مختارنامه ،یوسف پیامبر علیه السلام ،کیمیا . یا مجموعه خندوانه در میان مردم است .

         در مجموعه مختار نامه علاوه بر شناسایی و شفاف نمودن شخصیت مختار ثقفی ،نگاه بصیرت گرایی را تبیین و تقویت می کند و از اثر آن در میان جامعه ایرانی و عراقی و در میان شیعیان عیان است .

       در مجموعه یوسف پیامبر که از معارف ناب اسلامی وام می گیرد و بر اساس آیات قرآن ساخته شده ،نگاه معصومانه حضرت یوسف را برجسته می کند و فرهنگ عفاف و حیا را تبیین و تقویت می کند و اثر مثبت این المان های اسلامی و انسانی تا به امروز در جامعه ما جاری و ساری است و حتی بعد بین المللی هم یافته و در کشورهای دور و نزدیک اثر گذار و پر بیننده است .

      در مجموعه کیمیا ،شرح حال یک دختر ایرانی به تصویر کشیده می شود دختری که شیطنت دخترانه دارد ، عاشق می شود ،نجیب است ، وطن دوست و خانواده دوست است ،غیور و حساس به سرنوشت مردم کشورش می باشد و در عرصه های مختلف اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی و مذهبی حضور فعال دارد .انقلابی است و انقلابی می ماند و سعی می کند به آرامی ظرفیت وجودی خویش را افزایش دهد و خود را به مقام زن نمونه و الگو برساند . این گونه مجموعه ها بسیار آموزنده ،اثر گذار ، الگو آفرین و تثبیت کننده هستند .در این مجموعه، گوشه هایی از رشادتهای هم وطنانمان در خرمشهر را به زیبایی هر چه تمام تر به تصویر می کشد و اثر ماندگاری به جای می گذارد از طرفی طولانی بودن مجموعه ،در نوع خود جالب و تازه است کاری که سریالهای بی محتوای ماهواره در راستای جنگ نرم مشغول پرداختن به آن هستند و از این جهت هم این مجموعه  توانست با آن ها رقابت تنگاتنگی داشته باشد .

     شخصیت کیمیا نماینده جامعه پویای دختران ایرانی است و این مجموعه به  زیبایی یکی از این کیمیا ها را به رشته تصویر می کشد .جامعه ایران پر است از کیمیا ها و ما باید از این ظرفیت نهایت استفاده را ببریم .

      در مجموعه خندوانه ، دنیایی از خلاقیت و ایده و فکر و سرگرمی درست و حساب شده موج می زند . مجموعه ای که با نگاه وحدت ملی و انسجام درونی ایفای نقش می کند و در پی نهادینه کردن شادی حلال در جامعه اسلامی است .در موفقیت این مجموعه همین بس که جایزه بهترین برنامه را در میان برنامه های تلوزیونی کسب نمود و به تنهایی شبکه نوپای نسیم را وزین نموده و این شبکه با برنامه ریزی درست راه چند ساله را در یک سال و اندی طی کرده است .

5-استفاده از بیل بردها ،در فضای جاده ها ، اتوبان ها ،بزرگراه ها و سطح خیابان ها با هدف و جهت و تداوم کارهای فرهنگی

6-شعار سازی در این مسیر و استفاده از آن ها در طول شبانه روز .در این راستا برخی از شعارها باید اصلاح شوند ،مثل شعار "شهر ما خانه ما "این شعار دارای ایرادات راهبردی است !در واقع شهر ما مهمتر از خانه ماست !!! پس این شعار به بن بست می رسد و هکذا .

    استفاده از کارهای گرافیکی ،هنری ، روانشناسی و...همه و همه در راستای آموزش فرهنگ و فرهنگ سازی استفاده می شوند.

7- عملیاتی کردن شعارها ، اخلاقیات و آداب و رسوم  سالم و موافق اسلام  مربوط به ایران باستان ،مثل روز عشق ،نوروز و ...که به امضا اسلام رسیده است و جالب اینکه همگی شاد و سالم هستند . استفاده از نمادهای مورد تایید اسلام که عظمت و شکوه ایران قدیم را یادآوری می کند ، می تواند در ساخت هویت ملی - اسلامی ما ایرانی ها کمک کند .

     انقلاب اسلامی پیام آور یک انقلاب فرهنگی بوده و در درون خود پتانسیل لازم برای نوسازی و مهندسی فرهنگی را دارد . این هدف مهم با مجاهدت شبانه روزی و کار و مدیریت جهادی با کمک انسان های خالص و عزم جدی آن ها میسر می شود . باید همگی سرباز فرهنگی جامعه شویم و بتوانیم زمینه ساز و مهیا گر جامعه مهدوی شویم .حسن ختام این گفتار جمله ای از آیت الله بهادینی است ایشان می فرماید چقدر خوب می شود وقتی همه خوب شوند . 

 

     

  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۵ساعت 22:12  توسط سروش  |