|
باسمه تعالی دکتر رضا زمانی مباحثه 1 گفتم :بحث جلسه قبلی درباره" شباهت و تفاوت ها" خیلی برایم جالب بود! چطور به این موضوع ورود کردید؟! گفت: خدا را شکر که برات جالب توجه بوده ! در این مسائل، قدم اول مشاهده و مطالعه است و سپس ممارست در این مشاهده و مطالعه! گفتم :یک سری مباحث دیگر هم وجود داشت که نیازمند مباحثه است. گفت :بله ! مثل نظریه جمهوری اسلامی در برابر نظریه و گفتمان انقلاب اسلامی که علاوه بر مباحثه، نیازمند مناظره هم است !! گفتم :مداقه در این گونه موضوعات برایت جالب است؟! گفت :محافظت از دستاوردها و آورده های انقلاب اسلامی، بر ما فرض و واجب است. نمی توان مشی مدارا را در پیش گرفت.! گفتم :دفاع شما از این اصل مهم، ستودنی است ولی به نظر می رسد حتی جامعه نخبگانی ما هم در این مهم اهل غفلت اند و تغافل!! و کمتر به این موضوعات ورود می کنند.! گفت :بنده حقیر به موازات بحث از مباحث دینی و فرهنگی به جد بر این بحث های کلان ورود می کنم و اصلا مأموریت اصلی ما این است که اجازه ندهیم گفتمان انقلاب اسلامی مورد مماشات قرار گیرد ! گفتم: ورود شما به مباحث دینی منافاتی با ورود شما به مباحث سیاسی نظری و عملی ندارد؟! .... یک نگاهی به من انداخت و گویا دنیایی حرف بود که پشت نگاهش تلنبار شده بود،.... گفت :این یک مغالطه بزرگ است ! یکی از عمده ترین خط سیر حرکت دشمنان قسم خورده این انقلاب القای مزاحمت مباحث دینی و سیاسی است!. آنها در قالب مناظره و مباحثه و با خط سیر مغالطه سعی دارند چنین وانمود کنند که منازعه ای جدی میان مباحث دینی و سیاسی است! گفتم :یعنی همان بحث جدایی دین از سیاست دیگر؟! گفت :بله و بسیار مجاهدت می کنند و کرده اند تا این مفهوم خطرناک و نادرست را عملیاتی کنند !! گفتم: تا حدود زیادی هم موفق بوده اند و گویا در این مبارزه دستاوردهایی هم داشته اند؟! گفت: اصلاً جبهه باطل از طریق اختلاط درست و نادرست و نتیجه مغالطه آمیز کار خود را پیش می برد! گفتم :پس مأموریت جدی ما در حوزه جنگ نرم، باید عملیاتی کردن سیاست ما عین دیانت ماست باشد درست است؟! گفت: بله باید در قدم اول، مبانی و اصول این مفهوم اساسی سیاست اسلام اصیل و ناب، مورد مفاهمه اهل فن و کارشناسان قرار گیرد و سپس بدون مسامحه، در پی تبیین و گسترش این تفکر در جامعه باشیم. گفتم :اصلا این تفکر از کجا آمده ؟! کمی توضیح دهید که چه شد و ریشه این تفکر جدایی دین از سیاست کجاست و این که ما می گوییم سیاست ما عین دیانت ماست از کجا ریشه می گیرد؟ لطفا قدری در این زمینه صحبت کنیم. گفت :بله. درخواست بجا و درستی است.! ببینید ریشه جدایی دین و سیاست، از یهود تحریفی و مسیحیت تحریفی است.! در تورات و انجیل تحریفی، ساحت دین کارکرد فقط دنیایی یا فقط آخرتی پیدا کرده و حدود دین را به حوزه زندگی فردی و شخصی تنزل دادند و محدود کردند! دین شد محدود در زمان (یکشنبه ها) و محدود در مکان( کلیسا هاو کنیسه ها)! گفتند سیاست یعنی دنیا گرایی و یک امر مادی است و پر از آلودگی! پس نباید دین مقدس در سیاست نا مقدس ورود کند!! و اینجاست که خاخامیسم شکل گرفت.خاخام یا حکیم الهی، یعنی روحانی که در پی دین و ارتباط با خداست، بالذات وارد ساحت تقدس شده و نباید در حوزه نامقدسات ورود کند.!! گفتم :پس سنگ بنای اولیه جدایی دین از سیاست را يهوديها گذاشته اند؟! گفت :بله همینطور است! آنها با انحرافی هم که در دین مسیح و انجیل ایجاد کردند، در واقع چیزی از دین و شریعت واقعی را باقی نگذاشتند!! گفتم :پس این بحث های" دین انسانی" و "دین معنویت" از این جاها ریشه می گیرد.؟! گفت :آفرین! معلومه که هوشیاری.!! وقتی با این نگاه به سراغ حکومت و سیاست رفتند، موضوع سیاست شد قدرت، و سیاستمدار چون دین را در حوزه اجتماع نمی دید، برای حفظ قدرت، بی اختیار به سمت سیاست ماکیاولی رفت!!! و می بینیم که با شروع رنسانس در قرن 16 ،این نگاه به دین، چه مکافاتی براشون به ارمغان آورده !! گفتم :واقعا ! این همه مناقشه و مجادله و مغالطه،!! گفت :وقتی مسیر درست منحرف شود، اینها حداقل خسارات و آسیب ها است. گفتم :آخر با دین و دنیا و آخرت مردم ملاعبه و معامله کردن به چه قیمتی؟!! گفت: الله اکبر ! بزرگان و روسای این تحریف ها و تغییرات، در مسیر شیطانند و از معامله و معاوضه خوشبختی و سعادت مردم و جامعه شان چه باکی دارند! وقتی تو بنده شیطان شدی، مواجهه با حق را برمی گزینی! چون دستور از کسی می گیری که به جنگ و منازعه با الله رفت. و اینها شدند بندگان شیطان.!! گفتم :و اینجا است که جبهه حق و باطل شکل می گیرد. ... یه مکثی کرد و گفت :گویا با خلقت آدم، این آرایش حق و باطل هم شکل گرفت، زیرا شیطان قسم یاد کرده تا با انسان دشمنی کند و برای این منظور، جبهه باطل را سرو سامان داد و از خود دین شروع کرد.! گفتم:و خداوند چه زیبا و محکم به این دشمنی آشکار اشاره می کند. گفت :و چقدر روشن به تحریف کتاب های پیشین و قصد و نیات آنها اشاره کرده و از مومنین می خواهد که *یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم.* (نساء/59) یعنی اطاعت از خدا و رسول خدا و اهل بیت پیامبر(ص) سبب هدایت و مصونیت از خطاست. اهل بیت علیهم السلام صراط مستقیمند. و چنگ زدن به ریسمان آنان سبب نجات و نجاح است. گفتم :تا آنجا که من با دین و شریعت اسلامی آشنایی دارم، دین اسلام، کاملا ماهیت اجتماعی و سیاسی دارد و به قول امام خمینی (ره) جمله ای دارند با این مضمون که اسلام همه اش سیاسی است. گفت :قرآن کلام خدا به رسولش است و به عنوان معجزه جاوید پیامبر خاتم، عقل و فکر انسان را مخاطب می کند و موضوعاتش صرف یک علم و فن نیست این معجزه الهی رطب و یابس عالم را در خود دارد *لارطب و لایابس الا فی کتاب مبین* ( انعام/59) و اطاعت از آن موجب سعادت و رستگاری است. گفتم :و از دیگر معجزات این کتاب، حفظ آن از تحریف است. *انانحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون * (حجر/9) محافظت خداوند کریم از قرآن دلیل بعد اعجازی آن است گفت :همه این ویژگی ها و خصائص یعنی این که این دین کامل است، عقلانی است و اجرای دستوراتش موجب رستگاری دنیا و آخرت است.این دین چون مطابق فطرت بشری است، ماهیتی اجتماعی دارد و رویکرد سیاسی به ساحت زندگانی انسانی دارد. گفتم :موضوع سیاست در اسلام چیست؟ ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم آبان ۱۳۹۹ساعت 16:45  توسط سروش
|
باسمه تعالی دکتر رضا زمانی شباهت متفاوت! .... ظریفی می گفت ما و اسرائیلی ها چقدر شباهت هامون متفاوته.!! گفتم یعنی چی ؟! گفت: ببین! با یک مثال ساده و تازه برات توضیح میدم، منظورم چیه! گفتم: بفرما، خیلی کنجکاوم. سراپا گوش می شوم. گفت: تو انتخابات 2020 آمریکا که خبرهاش خیلی داغه و تنوری! به راحتی میشه این شباهت متفاوت را نشان داد. ما می گیم هر کدوم رئیس جمهور بشن برای ما تفاوتی نداره. سگ زرد برادر شغاله! هر دو در دشمنی و کینه توزی با ما ، سبقت می گیرند.!! اسرائیلی ها هم میگن برای ما هم این دو تفاوتی ندارند! چه علی بابا چه بابا علی !! هر دو در خدمت به ما و اظهار دوستی و مؤدّتشون نسبت به ما سبقت می گیرند !! گفتم: عجب! هیچ وقت این طوری نگاه نکرده بودم. گفت: حالا کجاشو دیدی؟! دندون رو جیگر بذار، گوش باش ... بعد ادامه داد ، همه تو کشور ما میگن تفاوتی نداره کی رئیس جمهور آمریکا بشه! ولی عده ای که کم هم نیستن دلشون مثل سیر و سرکه می جوشه! از خدا که پنهون نیست از تو چه پنهون، اینا از ستادهای خود کاندیداهای امریکا ، پیگیرترند و زودتر اخبار ایالات مختلف آمریکا و وضعیت الکتراها رو دارند. !! گفتم: خُب ! این رفتار بعضی از خودی ها ، چه شباهتی به رفتار اسرائیلی ها داره؟! گفت: عجله نکن، تو قرار بود گوش باشی !. آخه تو جامعه اونا هم یکسری هستند که خیلی براشون مهمه که یانکی ها برن یا فیل ها ! گفتم: کجا برن؟! یه نگاه ممتدی بهم کرد و گفت: برن تو آخور!!.. کاخ سفید رو میگم دیگه .! ببینم اینجایی یا تو هم .... گفتم: نه بابا، ببخشید یه لحظه ... حالا بفرمائید. گفت: بعضی از اونا هم خور و خواب ندارن برا رنگ قرمز و آبی !! گفتم: قرمز و آبی؟! مگه اونا هم طرفدار پرسپولیس و استقلال ما هستند؟؟!! .... یه دستی به موهاش کشید و سرشو انداخت پایین ..... آهی از اعماق وجودش کشید و گفت: ما رو گرفتی یا مثل این که تو باغ نیستی ؟!. بابا جمهوری خواهان معروفند به قرمزها آبی ها مراد، دموکرات ها هستند..... یه مکثی کردم و گفتم: آها ! تو تلویزیون دیدم که مستر ترامپ، کلاه قرمز سرش بود و .... حرفام رو قطع کرد و گفت: خُب ! خدای شکر تو این سن و سال و بعد از این همه اخبار دیدن، خلاصه کشف مهمی کردی !! گفتم: حالا ادامه بده، حرفات یادت نره.! گفت: آره، داشتم می گفتم، بین اونا هم بعضی هستن که سخت درگیر انتخابات مهد تمدّن غرب هستند! گفتم: خُب ! چه شباهتی تو این تفاوت هست؟! گفت: تو کشور ما بعضی از خودی ها، البته نخودی ها، تار و پود وجودشان، با لیبرالیزم و سیطره فرهنگ غربی تنیده شده! این بیخودی ها ! کعبه آمالشون آمریکاست. اصلا فرهنگ غربی رو بهتر از خودشون می شناسن ! بهتر از خودشون می دونند دانشمندانشون چی گفتن و .... گفتم: واقعا ؟! این بار آهی کشید ولی مطمئنم جنس آهش متفاوت بود!! .... بعد ادامه داد و گفت: تو اسرائیل اشغالگر هم ، عده ای هستند که تو میزان جنایت و ظلمشون مهمه که چه کسی انتخاب بشه.! .... چند لحظه ای فضای سکوت بینمون حاکم شده بود ..... با سوال من این سکوت شکسته شد. گفتم: بازم از این شباهت های متفاوت هست؟! انگار آماده بود که حرفهاش رو ادامه بده، گفت: این قصه پر غصه، سر دراز دارد! من جرأت نکردم حرفی بزنم مبادا رشته کلامش، پاره بشه ! ادامه داد و گفت: تو کشور ما عده ای که ظاهر الصلاح هستند و انگشتر عقیق دارند و ریش و ته ریش و .... اعتقاد دارند، خطشان خط امام است و از زبان امام حرف می زنند و مدعی درک جامعه جهانی هستند و راه توسعه را محو در جامعه جهانی می دانند و معتقد به توسعه خطی بر مبنای نظریات توسعه غربی اند. اینها .... حرفش رو قطع کردم و گفتم: صبر کن! الان تو داری عجله می کنی.! تو سرزمین های اشغالی هم این نوع نگاه هست؟ تا اونجایی که من می دونم اونا که خودشون زاییده تمدّن غرب هستند و ولد نامشروع غربی ها !... یه نگاهی بهم کرد و گفت: اینو خوب گفتی، معلومه که زیاد شبکه خبر نگاه می کنی!... آره، این شباهت متفاوت اونجایی است که بین اونها هم عده ای که کم نیستند، میگن ما روح حرف تورات و موسی (ع) رو درک کرده ایم. اینها، مدعی اند که درک درستی از جامعه یهودی دارند و با کارهای افراطی و خشونت زا و بی توجهی به قطعنامه ها و قوانین بین المللی ، می توانند به توسعه برسند. .... دیدم بهتره که حرفش رو قطع نکنم. آخه بحث جالب شده بود و بیشتر مشتاق شنیدن .... ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم آبان ۱۳۹۹ساعت 23:10  توسط سروش
|
باسمه تعالی دکتر رضا زمانی اخلاق نیکو، رمز موفقیّت پیامبر خاتم ، رسول اعظم (ص) ( سلام بر او که صاحب خلق عظیم است ! ) .... وقتی جاهلیت سرزمین حجاز، شهره ی عالم بود و ظلمت و جهالت پرده در پرده می کشید، نور وعده داده شده الهی، همان که اشرف انبیاء و مرسلین بود، رسول اکرم و اعظم، محمّد مصطفی (ص) تابید، چنان نوری که انوار و تشعشعش روز به روز فزونی می یابد و در عین نورانیت، گرمابخش است. خاتم الانبیاء ، پیامبر وعده داده شده ای است که در صحف ابراهیم " ماحی" و در تورات "حاد" و در انجیل "احمد" و در قرآن با نام "محمّد" از او یاد شده است ( شیخ صدوق ، الامالی، ص 129 ) : کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست که تر کنم سر انگشت و صفحه بشمارم. قرآن ناطق، قرآن مجسم، سرآمد در گفتار و کردار، پا به عرصه گیتی نهاد ، تا آسمان بر میزبانی زمین غبطه خورد !. خداوند در قرآن کریم از رسولش، به عظمت و بزرگی یاد می کند، در سوره های مختلف او را خطاب می کند و از مردم می خواهد که او را الگو بگیرند. " لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه " (احزاب /21) خداوند متعال، رمز موفقیّت خاتم الرسل را، اخلاق نیکو و منطق پیامبر ذکر می کند، در سوره توبه آیه 128، 4 صفت از رسول الله (ص) را یادآوری می کند. " لقد جاء کم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عَنِتّم ، حریص علیکم ، بالمؤمنینَ رئوف رحیم " پیامبر (ص) از جنس خود مردم بود ، رنج و سختی مردم، برای او سخت ناراحت کننده بود. علاقه مند به مردم بود و با مؤمنان ، رئوف و مهربان . وقتی از اخلاق پیامبر (ص) می گوئیم، باید بدانیم از چه سخن می گوئیم ؟! قرآن او را به خُلُق عظیم وصف می کند. " إنک لعَلی خُلُق عظیم " ( قلم/4) او کانون عالیترین صفات انسانی معرفی می شود. کانون محبّت و عواطف و سرچشمه رحمت الهی. یا "طه" و "یس" ! ( طه و یس /1) از " اخلاص " گفتی و ما راه ریا پیشه کردیم.!! یا "نون" ! (قلم/1) به " اعتدال" رفتار کردی و برایمان مشق اعتدال دادی و ما شدیم اصحاب افراط و تفریط ! یا "حم" ! (غافر/1) شمشیرت "عدالت" بود و ما بر طبل تعصب کورکورانه کوبیدیم .!! یا " ذکر" ! (طلاق/10) تو از"اندیشه" گفتی و گفتی که " کلامتان ذکر" باشد، افسار کلام را با لجام عقل و منطق در دست گیرید " ما ینطق عن الهوی" . (نجم/3) و ما، عمده کلاممان هجو و لغو و باطل است! و مشی ما ، قال و قیل .!! یا ایها المدثر! (مدّثر/1) تولباس پیوند با کسانی را بر خود پوشیدی که از تو بریدند (الا آن که بریده مکتبی بود) تو بر "وصل" و پیوند تاکید کردی و ما بر فصل و جدایی !! یا ایها المزمل ! (مزمل/1) تو نسبت به آن که به تو بدی کرد، مرام "عفو" و بخشش در پیش گرفتی و ما در پی انتقام بودیم و پرورش کینه و دشمنی .!! یا داعیا ! (احزاب/46) تو از "نگاه عبرت" گفتی و ما به نگاه خیانت و حسرت و غفلت روی آوردیم!!. یا امین ! (تکویر/21) تو "اعطا" کردی، آن که تو را محروم کرد. تو هر لحظه ات حاتم طایی است ! پدرسخاوتی !. (اعراف/199) و ما شدیم مصداق " و لا یحضّ علی طعام المسکین" (ماعون/3)!! یا ایها النبی ! (احزاب/45) تو گفتی و خواندی که " حَسبُک الله " (انفال/64) و ما گفتیم " دون الله " چراغ به دست و بیچاره، راه گم کرده ایم ! طوفان زده ایم .! همین که تو را نشناختیم " ضالّین " هستیم. تو " رحمه للعالمین " هستی، حتما ما را به ورطه ی " مغضوب علیهم " نمی بری !!. یا عبدالله ! تو زاهد دنیا بودی و پارسایی پیش کردی ( طه/131) و ما زاهد آخرت گشتیم و شدیم انسان "هلوع" و "جزوع" و "منوع" !! ( معارج/19 تا 21) یا نجم ! (نحل/16) تو اسوه صبر و استقامتی، صبری جمیل پیشه کردی. " استعینوا بالصبر و الصلاه " (بقره/153) و ما، غوره نشده مویز شدیم .!! یا بشیر و یا نذیر ! (مائده/19) تو از عبادت و تَهَجُد برای خدا گفتی و رفتار کردی (اسراء/79) و ما در پای لذت باطل، تهجّد پیشه کردیم.!! یا محمد ! (محمد/2) تو مبعوث شدی که " مکارم اخلاق" را تمام کنی . ( انّی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق.) (نهج الفصاحه، ص 345) و اما، ما اخلاق را قربانی تمام مطامع خود کردیم. ما تو را نشناختیم .!! یا ایها الرسول ! (مائده/65) وقتی نام تو برده می شود، چراغ های صلوات در جانمان روشن می گردد. قرآن تو بزرگترین راه رهایی است و کلام تو، پاک ترین مبحث بندگی.! دنیا شاداب و جوان می ماند، اگر سطری از اندرزهای تو را بکار بندد.! یا رحمه للعالمین (انبیاء/107) تو را نشناختیم !! و فقط می دانیم که نامت بر همه کائنات مرجّح است و بر تارک دنیا می درخشد. چگونه می توان شعاع دایره خوبی هایت را ترسیم کرد ؟!! درود خدا بر تو و بر اهل بیت پاکت. ای خورشید عالم تاب ! بر فهممان بتاب. تا جسم و روح مریضمان تاب پذیرش انوار روشنگرانه ات را داشته باشد. یا سراجا منیرا ! (احزاب/46) ما ادعا می کنیم که مردم عصر تو در اوج جاهلیت بودند و وا محمدا ! وا محمدا ! که چقدر تو مظلوم بودی که درکت نکردند و ... و غافل از آن که امروز در باتلاق جاهلیت مدرن دست و پا می زنیم و تو چقدر مظلومی از دست ما، که پُر مدعاییم و هنوز درگیر جاهلیت !! دست عقلانیت همراه محبتت بر سر ما .! یا احمد ! (صف/6) تو مظهر مهربانی و محبتی (توبه/128) و ما طبق طبق حقد و کینه در دل داریم .!! بر ما ببخشای که تو را نشناختیم و تاریکی عادتمان شد .!! آن قدر تاریک، که چشم دیدن "بقیه الله" را نداریم !! ظلمت زده ایم .! مستضعفیم ! بر ما بتاب که حبل الله المتین را ببینیم و چنگ زنیم .! ....... آن سوی ریسمان، کسی منتظر ماست تا ما را از این چاه ویل جهالت و غفلت و رخوت ، بالا بِکِشَد .!! یا خاتم النبیین ! (احزاب/40) با دعایت حتما بیدار می شویم.! .... دارد دیر می شود .!! ... بیدارمان کن تا در پی نور روانه شویم.!! .... آخرین ذخیره الهی، سالهاست که منتظر ماست !!.... السلام علیک یا رسول الله !، السلام علیک یا اباصالح المهدی ! ادرکنی. ! پیوست: 1ـ هلوع : صفت مبالغه به معنای به شدت حریص 2ـ منوع : صفت مبالغه به معنای بسیار تنوع طلب و سیری ناپذیر. 3ـ جزوع : صفت مبالغه به معنای بی تاب و عجول . 4ـ "طه" : به معنای "محمد" است و یا به معنای طالب حق و هدایت کننده به سوی آن معنی شده است. امام صادق علیه السلام، در تفسیر "طه" می فرمایند، مراد رسول الله است .( شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص22) 5ـ "یس" مخفف یا سید المرسلین است. به معنای شنونده وحی. که امام صادق علیه السلام ، مراد از "یس" را پیامبر اکرم می دانند. (شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص 22) 6ـ "ن" امام باقر علیه السلام، مراد از "نون" را رسول اعظم می دانند. ( شیخ صدوق، خصال، ص426) 7ـ "حم" شیخ کلینی در کتاب اصول کافی، ج اول، ص 479، در تفسیری از امام کاظم علیه السلام مراد از "حم" را رسول الله می دانند و می فرمایند نام "محمد" در کتاب حضرت هود نبی علیه السلام است. 8ـ "مدّثر" یعنی جامه به خود پیچیده، که در وصف پیامبر(ص) است ( تکان روحی آغاز وحی) . 9ـ "مزمل" یا مزمل یعنی ای کسی که بار سنگین مسئولیتی که به تو داده شده را پذیرفته ای. جناب علی قمی درکتاب تفسیر خود به نام " تفسیر قمی" در ص 393، منظور از مدّثر و مزمل را پیامبر اسلام (ص) معرفی می کنند. 10ـ " داعی" شیخ صدوق در علل الشرایع، ج اول، ص127 ، مراد از "داعی" را خاتم النبیین می دانند. 11ـ "نجم" در تفسیر فرات کوفی، ص449، منظور از "نجم" پیامبر (ص) ذکر شده است. 12ـ حقد: کینه 13ـ ویل: چاه خیلی عمیق ( نام چاهی است در جهنم)
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۹ساعت 23:40  توسط سروش
|
باسمه تعالی دکتر رضا زمانی داستان یک عشق آسمانی! زیبا بود و با شکوه! در کمال و جمال بی نظیر! در امر تجارت، بانویی خردمند. در شرافت و عفت و متانت، بیهمتا. ثروتمند و سخاوتمند و اهل کرامت.... خواستگاران زیادی از بزرگان و افراد سرشناس داشت که همگی را جواب گفته بود.... مدتی بود که دل در گرو جوان هاشمی داشت آنها خویشاوندی دوری هم با هم داشتند و هرازگاهی به مناسبتی او را می دید... داستان عشق از یک مهمانی شروع شد! بانوی* طاهره* در ضیافتی، چند میهمان از علمای یهود داشت. در این حین، جوانی خوش سیما، از مقابل خانه* مبارکه* عبور کرد دانشمند یهودی از بانو خواست که جوان رعنا را به مجلس دعوت کند، او در طول مجلس، چشم ازامین بر نمی داشت و مات و مبهوت جوان هاشمی شده بود... در پایان ضیافت، باشور و شعفی گفت که در این مرد ، نشانه های عظمت و بزرگی و سروری می بیند و جملاتی در وصف او بیان کرد.... بعدها هم از عمو و پسر عموی دانشمندش و از علمای نصاری در توصیف آن یگانه اخباری شنیده بود. و از طریق غلامش میسره، در سفر تجارتی به شام که سرپرستی آن را محمدامین داشت، بیشتر از کرامات و بزرگواری آن آقا شنید. تقوا و پاکدامنی، معنویت و حسن خلق، امانت داری و پر برکتی، دانایی و خردمندی، شجاعت، شهامت و صداقت او، زبانزد همه بود. روح پاک و قلب لطیف ملکه بطحاء پس از مدت ها ، هم کفو خود را پیدا کرده بود. مرغ دلش هوای پرواز داشت. دیگر دلش تاب دوری را نداشت.! .... بانوی قریش، حصار غرورش را شکست و جایگاه و شوکت دنیای خود را با خوشبختی ابدی، به آسانی فروخت و تصمیم سرنوشت سازش را گرفت. در سفر تجارتی، مقدمات ملاقات فراهم شد... با حفظ حیا و متانت، مقابل محمد آمد وعرضه داشت، مایل به ازدواج با توام و در این راه پیشقدم شده ام !. جوان پاکدامن، گر چه آوازه و سلامتی و شرافت خانم را می دانست، اما تردید داشت! چون بانو صاحب ثروت و مکنت بود و دوست داشت تا نیت سید بانوان، از زبان خود بانو، بازگو شود... بانوی پر شرافت حجازی، ادامه داد آیا کسی که تصمیم گرفته خویشتنش را به تو بخشد و جان ناقابلش را فدایت کند، برای او مشکل است که ثروت و داراییش را نیز به او بخشد و هر چه دارد نثار قدم دوست کند؟! جوان بعد از این گفت که باید با نزدیکان و بزرگانش مشورت کند. عموی بزرگوارش از شنیدن این خبر مسرور و سرفراز به خواستگاری بهترین بانوی عرب آمد تا او را برای بهترین خلق خدا خواستگاری کند. و به اوج سادگی، پیمان زندگی مشترک این دو چهره بی بدیل ، در دهم ربیع الاول، به امضاء رسید. ازدواجی بی نظیر که نه ثمره زودگذر دوستی بی پایه و اساس بود، نه برخاسته از انگیزه های مادی یا دیگر غرائض و اهداف رایج که در ازدواج چهره های مشهور و سرشناس دنیا وجود دارد و نه با اهداف سیاسی و پیوندهای سیاسی و امنیتی. ازدواجی که در کمال سادگی و درستی شکل گرفت. بانویی که جزء برترین زنان عالم است و درقرآن و روایات ، به ایمان و فداکاری و فضائل او اشاراتی شده (مثل ضحی/8) و پیامبر اسلام (ص) همواره و در همه حال از او به نیکی یاد می کرد و به او عشق می ورزیدند. گل سر سبد این ازدواج فرخنده، کوثر بود که شجره طیبه الهی از دامان او شکل گرفت و کثرت یافت. باشد که الگوی ازدواج پدر و مادر امت اسلامی، جزء سبک زندگی منتظران موعود گردد..و به تاسی از آنان قدمی در راه جامعه مهدوی بر داریم. آمین. توضیحات :از القاب حضرت خدیجه کبری، ملکه بطحاء(ملکه سرزمین مکه و حجاز) طاهره،مبارکه،و سید بانوان است. منابع : 1_بحار الأنوار، ، ج26، ص2. 2_مناقب شهر آشوب، ج 1،ص41. 2_درسهایی از تاریخ تحلیلی اسلام، ج2،ص17تا24،نوشته سید هاشم رسولی محلاتی.
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم آبان ۱۳۹۹ساعت 13:11  توسط سروش
|
باسمه تعالی دکتر رضا زمانی
در این وانفسای تاریکی معرفتی اهل عالم، که روز به روز بیشتر در محاق تاریکی و ظلمت جهل خود فرو می رود، سایه غیبت این آخرین ذخیره الهی برگرده شیعیان سنگینی می کند و بار توقع از شیعه بالا و بالاتر می رود. اهل عالم نتوانست که امانت بکشد/ قرعه فال به نام شیعه آل علی است! امروز رسالت ما شیعیان، آگاهی گرفتن و آگاهی بخشیدن در این امر مهم است. و اما بیعت به چه مفهومی است و چه کیفیتی مدنظر است؟. در مرحله اول، شناخت و آگاهی است. پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله، در حدیثی متواتر که شیعه و سنی آن را نقل کرده اند می فرمایند "من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة"(مناقب ابن شهر آشوب، ج 1،ص 246 ) کسی که بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است. یعنی شناخت امام و درک آن، اولین، مهمترین و اساسی ترین قدم یک مسلمان است. شیعه از این حدیث به مسئله امامت، تعبیر می کند. دینداری بدون امام زمان رهبانیت است و باطل است و مرگ جاهلی است!.یا در حدیث معروف دیگری که پیامبر اسلام، ائمه بعد از خود را برمی شمارد وقتی به امام حسین اشاره می کند می فرمایند و نه فرزند از حسین که نهمین آن افضل ایشان است (تاسعهم افضلهم ) (بحار الانوار، ج 36 ، ص 372 ) این فضلیت از چه جنسی است؟! امام صادق علیه السلام می فرماید اگر قائم علیه السلام را درک کنم در ایام زندگانیم خدمت او را می کنم. (نعمانی صفحه ۲۴۵ ) پس اصل شناخت امام زمان، ضروری و واجب است . در قرآن بیش از 250 آیه به بحث مهدویت و ظهور امام اشاره می کند به عنوان نمونه، سوره ملک آیه 30 ، منظور از ماء معین، امام زمان است یا در سوره زمر آیه 69 روشن شدن زمین با نورها، به ظهور امام زمان تعبیر گردیده است. و یا طبق آیه 9 سوره صف، برتری دین اسلام بر سایر ادیان، در زمان ظهور ایشان تحقق می یابد. از راههای ارتباط با امام زمان، خواندن دعا است. در فرازی از دعای عهد می خوانیم" اللهم انی اجددله فی هذا الیوم و فی کل یوم عهدا و عقدا و بیعه فی رقبتی" خدایا من باز تجدید می کنم عهد و عقد و بیعتی که از آن حضرت بر گردن جان من است. در این فراز سه کلمه عهد و عقد و بیعت، سه مرحله را بیان می کند.: عهد، یعنی شناسایی امری و پیمان بستن. یعنی در قدم اول، وظایفمان را نسبت به امام شناسایی کنیم و پیمان ببندیم. در مرحله دوم، عقد، استوار کردن پیمان و گره بستن آن است. وقتی در عهد مرحله شناخت را طی کردیم، حال باید پیمان بسته شده را محکم کنیم و استوار باشیم. و در مرحله سوم، بیعت یعنی پیمان دوستی بستن و پیروی و اطاعت. پس باید سه گام برای بیعت برداشته شود تا به مرحله اطاعت و پیروی خالصانه و اخلاص برسیم. در فراز دیگری از دعای عهد، هشت مقام و گام برای بیعت بیان شده" اللهم اجعلنی من انصاره و اعوانه (خدایا مرا از یاران و کمک کارانش قرار ده) و الذابیین عنه (و دفاع کننده از او) و المسارعین الیه فی قضاء حوائجه(شتابندگان به سوی او دربرآورده کردن خواسته هایش) والمتمثلین لاوامره (و انجام دهندگان اوامرش) و المحامین عنه (و مدافعین از آن حضرت) و السابقین الی ارادته (و پیشی گیرندگان بر خواسته اش) و المستشهدین بین یدیه (و شهادت یافتگان پیش رویش.) در بیعت با ایشان، باید آماده شهادت در رکابش باشیم. یعنی آمادگی برای شهادت در مسیرشان. کسی می تواند بیعت واقعی کند که او را بشناسد. در مراحل شناسایی او نباید خود گرا (انسان گرا) باشد بلکه باید خدا گرا و امام گرا باشد. جامعه ای می تواند منتظر واقعی باشد که تمدن حاکم بر آن خودگرایی نباشد. از شاخصه اصلی در تمدن اسلامی، خداگرایی است وقتی خداگرا شویم، نفاق و تکروی و تفرقه، از بین می رود. یعنی نوعی وحدت ایجاد می شود. برای رسیدن به وحدت، باید خود گرایی ها را در جوامع مختلف کنار بزنیم. انسان شاخص در جامعه منتظر، باید امام زمانی فکر کند و امام زمانی شود. وقتی فرد شاخص ساخته شد، آنگاه باید این نگاه کامل و اصولی را به جمع سرایت داد و جامعه مهدوی را متولد کرد. تا یکدلی و اجتماع مسلمین صورت نگیرد، ظهور محقق نمی شود. و اما به زبان امروزی و به عبارتی دیگر، از لوازم عهد و بیعت، امر به معروف و نهی از منکر است. بزرگترین مصداق امر به معروف و نهی از منکر، خود امام هستند. عهد با امام یعنی تولی و تبری. دوستی با دوستان امام و دشمنی با دشمنان امام. عهد با امام یعنی دوری از گناهان. عهد با امام یعنی اینکه در برابر مشکلات خسته نمی شویم و از تمسخر و طعنه طعنه زنندگان هراسی نداریم (و لا یخافون لومه لائم )عهد یعنی،انقلاب کردیم برای مقدمه سازی ظهور و پای آن ایستاده ایم تا انقلاب نهایی امام زمان . عهد یعنی خونی که شهیدانمان در این مسیر دادند. عهد، یعنی مهربانی و نوع دوستی. عهد یعنی پروراندن محبت حضرت در دل. صدقه دادن به نیابت از حضرت، زیارت برای حضرت، و حرف زدن هر روزه با حضرتش تا امام زمان حضور واقعی در زندگی ما داشته باشد. عهد یعنی زیستن در آخر الزمان را بیاموزیم.در یادگیری قواعد جنگ نرم بخصوص، کوشا باشیم تا بتوانیم از فتنه های آخر الزمانی عبور کنیم. و...... آشنایی جامعه با سیره اهل بیت و سیره مهدوی ، به جامعه روح و حیات می دهد (حیات طیبه) در فرازی از کتاب وزین مکیال المکارم فی قواعد الدعا للقائم، مرحوم آیت الله محمد تقی موسوی، در بخشی که به وظایف منتظران آمده، می خوانیم " جان و مال و فرزندان و خویشان و هر آنچه که پروردگارم به من داده به پیشگاهت و در راه تو با آرمان ها و فرامین تو، تقدیم می کنم و این همان عهد با توست."اماما! با تو بیعت می کنیم تا در مسیر تو حرکت کنیم و فضا را آماده می کنیم تا صبح ظهورت بدمد.
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم آبان ۱۳۹۹ساعت 10:33  توسط سروش
|
باسمه تعالی دکتر رضا زمانی استراتزی های دو جناح عمده سیاسی کشور در برابر عملکرد اخیر روحانی در امور اقتصادی و سیاسی. شرایط امروز کشور ما، به خصوص در زمینه مسائل اقتصادی واکنش ها و رویکردهای مختلفی را از طرف دو جناح عمده کشور در پی داشته است. 1ـ جناح اصول گرا و انقلابیون: در مجموع طیف های این جناح، می توان دو استراتژی و رویکرد را تحلیل و بررسی کرد: الف) استراتژی تقابلی و سلبی، در قالب، سوال، استیضاح و اثبات عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور. طرفداران این نگاه، مصلحت را در برخورد قانونی با روحانی در سطوح مزبور می دانند و این اقدام را در راستای مجلس انقلابی، خواست مردم و بسان آخرین میخ بر تابوت فکری و اندیشه ای اصلاح طلبان می دانند. ب) استراتژی تعامل سازنده و ایجابی با مجموعه دولت و آقای روحانی. این نگاه معتقد است در برهه زمانی فعلی، حکمت و مصلحت در مدارا با دولت در قالب تعامل سازنده، مطالبه گری، تشدید نظارت ها، مشارکت فعال درسیاست گزاری ها، مثل تنظیم بودجه سال 1400 و.... در ضمن نگاه انتقادی است. این طیف فکری به عواقب و پیامدهای تقابل و حاشیه سازی در اواخر زمان دولت، هشدار می دهد و طرفدار آرامش و وحدت درونی است. 2ـ جناح اصلاح طلبان و طیف های همسو: در طیف های مختلف اصلاح طلبان هم به طور کلی، دو رویکرد و استراتژی عمده قابل تحلیل و بررسی است: الف) عبور از روحانی با دو هدف اساسی: هدف اول، القای این نظر که، روحانی اصلاح طلب نبوده، هر چند نزدیک به این طیف است! بنابراین آن ها به وقت شرایط سخت اقتصادی، در جراید و مباحث تئوریک و آکادمیک خود، او را نفی کرده و چهره منتقد به خود می گیرند. معرفی اسحاق جهانگیری در انتخابات 96 را می توان از این زاویه هم تفسیر و تحلیل کرد. هدف دوم، همراهی با پروژه استیضاح روحانی. با این کار ضمن همراهی با جو عمومی مردم و جامعه، فرصت طلایی برای عرض اندام پیدا می کنند زیرا با عبور از روحانی، حال نماینده آنان (جهانگیری) کشور را اداره کرده و تلاش می کنند با حمایت همه جانبه او، نگاه ها را علیه خود تلطیف کرده، دست بالایی در انتخابات پیش رو داشته باشند. ب) نظریه فشار حداکثری در داخل همزمان با فشار حداکثری از خارج. این نظریه که به زعم برخی، در قالب نگاه توهم توطئه خوانده می شود، متأسفانه اسناد و فکت هایی واقعی دارد. بر مبنای این نظریه، با فشار حداکثری در داخل، مطالبه مردمی به سمت رابطه با امریکا و پروژه برجام های بعدی خواهد رفت. این طیف فکری، برای حل مشکلات کشور، نگاه بیرونی داشته و راه حل را در تعامل با دنیای غرب، به رهبری آمریکا می داند. آن ها جهان را درچند کشور اروپایی و آمریکا خلاصه می کنند. تولید محتوای درونزا، نگاه به شرق، اقتصاد مقاومتی و... را لقلقه زبان دارند و از نگاه انقلابی فاصله داشته، چشم انتظار انتخابات آمریکا هستند. آن ها بنا دارند دفتر آخر شاهنامه دولت تدبیر و امید را با قفل و کلید مخصوص و معروف ، بازنویسی کنند!! روزها و ماه های آینده، می تواند آبستن حوادث و تصمیمات اثرگذاری در کشور باشد.
+ نوشته شده در جمعه دوم آبان ۱۳۹۹ساعت 11:10  توسط سروش
|
|