|
باسمه تعالی دکتر رضا زمانی
امام رضا، بزرگ فریادگر امامت و ولایت و تبیین گر فلسفه سیاسی تشیع. صحبت درباره اهل بیت معصومین علیهم السلام سهل و ممتنع است! از جهتی آنان، چنان نوری درخشان اند که به وضوح دیده می شوند ولی از جهت دیگر، آن قدر عظمت و تشعشع این نور خیره کننده است که نمی توان کُنه وجودی آنان را درک کرد.! آنان صراط مستقیم اند، مصباح الهدی و سفینة النجاتند. هر یک ذوابعاد اند و در هر بُعد وجودی خود، در اوج قله مفاهیم و معانی و در نهایت و غایت اعمال اند و بالاترین تجلی صفات خدایند. در این میان ، شان امامت و ولایت آنان، مهمترین بارزه ی آل الله است. امام رئوف، امام رضا علیه السلام، در خطبه ای مفصل از عظمت شأن و مقام و جایگاه امام می فرماید که به اختصار قسمتی از آن که در کتاب کافی آمده، نقل می شود. " امام مانند خورشید طالع است عالم از نور امام جلال پیدا می کند و زیبا می شود. امام در افقی است که هیچ دستی به او نمی رسد، چشم ها هم به او نمی رسند، امام مانند ماه منیر است، امام مانند دوست انیس و مونس آدم است، امام پدر شفیق و دلسوز و مهربان است. امام برادر بسیار صمیمی است . امام ،مادری مهربان نسبت به طفل شیرخواره است. امام یگانه ی روزگار خویش است. هیچ کس نمی تواند به مقامش نزدیک شود و هیچ کس معادل او نخواهد بود و بدیلی برایش پیدا نمی شود و نظیری ندارد. انسانهای با عظمت در مقابل عظمتش معترفند . حکما، در امر امام متحیر می گردند، افراد حلیم نمی توانند امام را بفهمند. خطبا، زبانشان قاصر است و متفکرین نمی توانند بفهمند و زبان بازان حرفه ای وقتی می خواهند امام را توصیف کنند عاجزند وحتی قادر به بازگویی یک شأن از شئون امام نیستند. حال چگونه می خواهند همه وجود و فضائل امام را بفهمند.؟! (کافی، ج اول، ص ۱۹۷) صراحت و شجاعت امام رضا در دعوت به امر ولایت و امامت فوق العاده است. وقتی مأمون عباسی در جمع بزرگان و حضور انبوه مردم، خلعت رهبری جامعه مسلمین را به ظاهر و با هدف عوام فریبی، به امام پیشکش می کند.، در جواب می فرماید، اگر این خلعت از آن تو است که حق بخشش نداری و اگر از آن من است که تو در آن کسوت چه می کنی؟ وقتی تو را بر آن حقی نیست!!! و در ادامه می فرمایند من بدون هیچ خدم و حشم و دستگاهی، حکمران مطلق دلها هستم و به قدرت ظاهری تو نیازی ندارم.! (عیون اخبار الرضا، ج ۲ ،صفحه ۱۶۷ )مشاهده می کنیم که، امام به نماز و روزه و عبادات اخلاقیات کاری ندارند، بلکه به مسئله ولایت اهتمام ویژه ای می ورزند و می خواهند مردم را متوجه اساس دین کنند. نمونه برجسته آن، ذکر حدیث سلسله الذهب است وقتی ایشان می فرماید نماز بدون ولایت، تمام نیست !.حج و زکات و روزه و جهاد بدون امامت، تمام نیست، بلکه تمام احکام با امامت تمام می شود (کافی جلد ۷صفحه ۷۹۱ ) با شجاعت هر چه تمام تر، به امر ولایت اهل بیت اشاره کرده و از موضع اقتدار، فلسفه سیاسی شیعه را تبیین می کنند.به روایت تاریخ، امام در میان بیش از ۲۲ هزار نفر حدیث سلسله الذهب(زنجیره زرین) را که حدیث قدسی است به نقل از پدر و او از پدرش.. تا امیرالمومنین از پیامبر اکرم (ص) و ایشان از خداوند ذکر می کنند که « کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی، أمن من عذابی،قال فلما بشروطها و انا من شروطها.» این حدیث متواتر، در منابع زیادی از کتب شیعه و سنی نقل شده است (مثل التوحید، عیون اخبار الرضا، امالی و.. شیخ صدوق و... ) به زبان ساده، شرط قبولی مسلمانی، پذیرش ولایت و امامت اهل بیت معرفی شده است. لا اله الا الله، در حوزه توحید عملی است زیرا صحبت از پرستش است. (جنبش در جهت رسیدن به کمال) بر این اساس، اعتقاد به توحید باعث نجات از آتش است ولی امام رضا خود را شرط این نجات معرفی کرده که در واقع اعتقاد به امامت است. یعنی پذیرش ولایت اهل بیت، شرط اساسی برای ورود به دایره توحید است. این حدیث بر دو مفهوم بنیادین توحید و ولایت استوار است. ... واما از بارزترین القاب و صفات امام رضا، رئوف است .السلام علیک یا الامام الرئوف. گرچه همه اهل بیت از باب تجلی حضرت رحمان، رئوف هستند ولی این رافت و مهرورزی در وجود ثامن الحجج بروز و ظهوری بیشتر دارد. رافت، شدت در رحمت است رافت، لطف و رحمت خالص و شدید است و مرحله ای دقیقتر و بالاتر از رحمت است.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۹ساعت 12:27  توسط سروش
|
باسمه تعالی دکتر رضا زمانی حضرت زینب سلام الله علیها الگوی سعادت و رستگاری ستاره درخشان آسمان تقوا و گوهر گرانبهایی در معدن فضیلت و انسانیت که در اصلاب شامخه و ارحام مطهر نگهداری شد. نو گلی پویا که در گلستان شرافت و عظمت رشد نمود. نوزادی پاک سرشت که در آغوش پاکیزه ترین مادران چشم گشود. بزرگترین اساتید بشریت تربیتش کردند ، در بی آرایش ترین و ساده ترین زندگی ها، پرورش یافت و به وقت درس از دانش و بینش و تقوا و فضیلت آموخت. با هوش سرشار همه تعلیمات مقدس را در خزینه دل می اندوخت و خود را برای گرفتن درس های بالاتر آماده میکرد و هر روز بهتر از دیروز بر نردبان ترقی و تعالی صعود می کرد. خردمند بانویی که در مرکز حوادث بزرگ و پیشامدهایی که در تحوّلات زندگی بشر دارای بزرگ ترین تأثیر بود، جای داشت. و از نزدیک با دقت و تیز بینی، به حقیقت آن حوادث پی می برد. نسبت نبوی، تربیت فاطمی و بصیرت و شجاعت علوی او را دانای بدون آموزگار و فهمیده بدون فهمانده قرار داده بود. ام کلثوم کبری، صدیقه صغری،معصومه صغری، عصمه الصغری، ولیه الله العظمی، ناموس الکبری، شریکه الحسین، علامه غیر معلمه، عابده آل علی علیه السلام، عقیله بنی هاشم، شیرزن دشت کربلاء، بانوی برگزیده، محدثه، فهیمه، فصیحه، بلیغه، خطیبه، عفیفه عالمه، عابده، زاهده، عازمه و عارفه، از جمله القاب و اسامی و صفات اول بانوی کربلا است. او از شخصیت های بینظیر عالم اسلام، فرزند شهید، خواهر شهید، عمه شهید و مادر شهید است و ایشان ، تنها شخصیتی است که 7 معصوم را درک کرده است. بی شک اگر کربلا و عاشورا نبود، بسیاری از صفات و خصائص خانم زینب مغفول و مکتوم می ماند. شخصیت استثنایی تالی زهراء مرضیه، بر تارک دنیای بشری می درخشد و در ابعاد مختلف، الگو و اسوه ی عملی است : پرچمدار عزت و شرف انسانیت، اسوه پاکدامنی و عفت، الگوی شهامت و شجاعت ، سرآمد تعبد و تهجد، نمونه کامل ولایت پذیری ، نماد ایثار و از خودگذشتگی، سمبل صبر و خالق صبر زینبی، پیام آور عاشوراء و کربلاء، بزرگ ترین آمر به معروف و ناهی از منکر، سردار جنگ نرم و الگوی عملی زنان است. در جلوت، زنی شجاع و دلاور، مهاجم بر ارکان حکومت جور و ظلم اموی، و مدافع حریم آل الله، خداوندگار بلاغت و فصاحت، مادری مهربان (اشاره به نقش بی بدیل زن در خانه که کانون مهر و عطوفت و تربیت است) ، پرستاری نمونه و رهبری بی نظیر،ولی در خلوت، مصداق بارز عابده زاهده عارفه ای است که سوگوار است و رازگو با پروردگار متعال و واجد مقامی بود که توانایی حفظ اسرار امامت را داشت. برازنده ترین زینت زنان و گرانترین عنصری که یک فرد می تواند با آن ستوده شود عصمت و پاکدامنی است. بررسی زندگی بانو زینب کبری در امر ولایت پذیری، از دو منظر برجسته است. اول، بررسی از دریچه شناخت و معرفت او به مقام امامت و ولایت. و دوم، از جهت معرفی و شناساندن ولی خدا به مردم. در واقع دفاع جانانه از ولایت و امامت که این رفتار را از مادر آموخته، اشاره به نقش جامعه(سیاسی و اجتماعی) یک زن تراز اسلام ناب دارد. سر نی در کربلا می ماند اگر زینب نبود /کربلاء در کربلاء می ماند اگر زیتب نبود .او پیام آور اولین کربلا است و بدون او بی شک، کربلا و مفهوم عاشورا، یا در ورطه فراموشی بود و یا غبار تحریف بر آن می نشست. زینب کبری سلام الله علیها، سردار جنگ نرم است.! او فاتح جنگ های روانی است و نقشه های تبلیغاتی و ضد واقعی دستگاه جور زمانه را نقش بر آب می کند. یزید ملعون، کافر بود و تصمیم گرفته بود کفرش را علنی کند. امام حسین با جنگ سخت تلاش کرد تا با اهداء خون خود و یارانش مردم را بيدار کرده، از بازگشت کفر و شرک جلی ممانعت کند. و اما بعد از شهادتش جنگ نرمی شروع شد تا کربلا در همان زمین و عاشورا در همان زمان محو گردد. و این بار بانو زینب با درک درست مسیر و شناخت اهداف دشمن غدار، وارد عرصه جنگ روانی می شود، خط مقدم این جهاد، کاخ ابن زیاد و قصر یزید در شام است. دنبال کننده های این فضا، مردم مغفول کوفه و شام زمانه اند و بازتاب جاودانه آن کوفیان و شامیان امروزی !! و ضربه مهلک خانم آنجایی شروع شد که در بارگاه پر طمطراق اموی، فرمود ای یزید! تو کوچک تر از آنی که من تو را خطاب کنم.!! و بانگ یابن الطُلَقاء!! سردار، چونان زلزله ای بود که پایه های دستگاه حکومتی یزیدی مسلک ها و اموی مرام ها را لرزاند و همچون آواری بر سر آبادی خیالی شان فرو ریخت که تا ابد تاریخ ،خرابیش نمایان است. یزید زمانه و دستگاه ضد الهی دین مآب، دوباره در پوستین نفاق فرو خزید و تا به امروز نه تنها طبل رسوایی شان بر زمین افتاده، بلکه هرگز نتوانسته اند قامت اعتبار و اصالت راست کنند. اگر حسین سردار جنگ سخت بود و در زمین کربلا و زمان عاشورا، با جان و مال و ناموس خود با خونش عهدش را به خالقش وفا کرد. اینجا زینب کبری، سردار جنگ نرم است و اجازه نداد تا جوش خون حسین از خروش افتد و گرمی آن به سردی گراید و برای آزادگی و انسانیت طرحی جاودانه زد. سردار فاتح جنگ نرم با استراتژی "کل یوم عاشوراء، کل ارض کربلا، فاتح تمام زمین ها و زمان ها شد. مأموریت ابا عبداله جنگ در ابعاد جغرافیای کربلاء و در تاربخ عاشورا بود و اما ماموریت شیرزن دشت کربلا، پیکار در جغرافیای عقیدتی و تاریخ انسانیت است. در واقع او از همان شروع این جنگ نرم، نحوه انتقام و کیفیت آن را تا افق ظهور منتقم موعود ،ترسیم کرد و طرح ظهور برای انتقام و « ظهور برای سعادت و رستگاری » را همیشگی کرد. و اما آیا می توان از عقیله بنی هاشم گفت و از صبر او نگفت.؟! اسم ام المصائب با صبر عجین است.! مادر تاریخ، زنی به صبوری زینب نزاییده است.!! صبری که برگرفته از صبر قرآنی است، صبری جمیل که تجسم صبر خدایی است. الگوی صبر و نگرش زینبی را می توان به عنوان راهکاری جهت درمان مشکلات و اختلالات روحی و روانی فرد و جامعه امروزی به کار برد.در آیه 24 سوره رعد، می فرماید، "سلام علیکم بما صبرتم ... : سلام و تحیت بر شما بخاطر صبری که کردید، این آیه، مژده سلامتی و آرامش حاصل از صبر را بشارت می دهد. به عبارتی، صبر متضمن بهداشت جسمی و روانی است. صبر زینبی به ما می گوید، در حقیقت، پشتوانه تمامی برنامه های سازنده فردی و اجتماعی، همان شکیبایی و استقامت است و اگر آن نباشد، هیچ کدام از آنها به سامان نمی رسد. زیرا در مسیر هر کار مثبتی، مشکلات و موانعی وجود دارد که جز با نیروی صبر، نمی توان بر آن غلبه کرد.صبر زینبی، صبر قرآنی است. طبق روایات و تفاسیر، مضمون حروف مقطعه کهیعص جریان عاشورا و قیام ابا عبد الله است و حرف ص اختصاصا به صبر زینبی اشاره می کند. ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۹ساعت 16:1  توسط سروش
|
باسمه تعالی دکتر رضا زمانی زیارت اربعین ستون ولایت است. از برترین زیارت اباعبدا لله الحسین علیه السلام، زیارت اربعین است که از سوی معصومین علیهم السلام به آن توصیه شده است . از شعائر مختص شیعه که در هیچ مکتب و ملّتی، نظیر و مشابهی برای او نمی توان یافت. زیارت اربعین، شعار مخصوص ولایت است .به فرموده امام حسن عسکری علیه السلام زیارت اربعین عصاره عترت است، همان طور که نماز، عصاره دین است، یعنی دو ستون در کنار هم ذکر شده است، . پس می توان گفت نماز و زیارت اربعین انسان را متدین می کند.زیارت اربعین ، انسان را از جزوع ، هلوع و منوع بودن باز می دارد همان طور که نماز، خوی انسان را تعدیل می کند و مشمول رحمت های خاص الهی می شود . ..... نماز زیارت خداست، حج و عمره زیارت خانه خداست و زیارت امام، دیدار با خلیفه الله و آینه تمام نمای هستی است. زیارت اربعین ثمراتی بالاتر از حج دارد! راز این برتری در درک مقام و شأن امامت و در نهایت درک امام زمان حی و حاضر است تا خود را مهیای ظهورش کنیم. در زیارت عاشورا از خدا می خواهیم که ما را در این جریان فکری قرار دهد که با دشمنان خدا دشمن و با دوستان خدا دوست باشیم. در زیارت عاشورا، زائر درپی لعن و برائت است.. و با چهلّه )چلّه (قرائت زیارت عاشورا سعی دارد تا به مراتب و مقاماتی دست یابد .اما در زیارت اربعین، گویی که زائر در جمع خواص راه یافته است. او به اصطلاح، خودمانی شده و مراتب بالاتری را درک می کند، اقرار می کند و شهادت می دهد. در زیارت اربعین، زائر به مقام ولایی رسیده است، بنابراین از همان ابتدای سلام و عرض ادب، توصیفاتی ویژه از امام حسین را بیان می کند :ولی الله، حبیب الله، خلیل الله، صفی الله، المظلوم الشهید، اسیر الکربات و قتیل العبرات. ولی الله، یعنی زائر، پذیرفته که امام، ولی خداست و منصوب خداوند است. او ولیی است که حبیب الله است ، یعنی دوستی که تمام خوبی ها در او تجمیع گشته است. خلیل الله است، خلیل صفت دوستی است که تمام حوائج خود را فقط و فقط به یک دوست می گوید، که اشاره دارد به عهدی که ابا عبد الله الحسین با خدا بست و آن را تمام و کمال وفا کرد. و سپس اشاره می کند به خلیلی که منتخب است از میان دیگر خلیلیان. صفی الله، یعنی کسی که از جانب خدا، برای ماموریتی خاص انتخاب شده است . ماموریتی که به قدری سخت بود که کسی نتوانست آن را بپذیرد و چه زیبا این ماموریت را به پایان رسانید. المظلوم الشهید، مظلومیت اباعبدا الحسین به چه معناست؟ مظلوم به معنای پذیرش ظلم نیست بلکه مظلوم کسی است که به او ظلم شده است . انواع و اقسام ظلم هایی که در حق او روا داشتند. او را "قتل صبر" کردند که در اسلام حرام دانسته شده ! بدترین مظلومیت آن بود که امام را به اسم دین و بر مبنای شریعت به قتل رساندند. مظلومیت امام یعنی این که قاتلین و جنایت کاران واقعه کربلا القاب و کنیه گرفتند و متبرک شدند!! بنوسنان ها، بنو مکبری ها ، بنو سراویل ها و بنو سرج ها و بنو الطشتی ها و.. جولان یافتند و روز عاشورا را مبارک و روز شادی قرار دادند!! مظلومیت آن است که به وقت صحبت امام هلهله کنی، تمسخر کنی و به اسم دین، حجت خدا را بکشی!! جهل مرکب دشمنان امام، نقطه اوج مظلومیت سید الشهدا است . المظلوم الشهید، مظلومی که به مرحله شهود و قطعیت رسیده است. اسیر الکربات، یعنی سلام بر کسی که اسیر غم و اندوه ها و سختی ها بود. کربات، نهایت و جمیع مصیبت هاست. با کرب و حزن و مصیبت امام حسین علیه السلام خیلی ها ماجور می شوند. جای جای قرآن، روضه ابا عبد الله است! در داستان نوح علیه السلام، اشرار قوم نوح را کرب عظیم می خواند وقتی که نوح از خدا خواست که آنها را از شرّشان نجات دهد " و لقد نادانا نوح فلنعم المجیبون و نجیناه من الکرب العظیم ." (صافات ۷۶ ) در داستان ابراهیم ، واقعه ذبح اسماعیل به کرب و" ذبح عظیم" اشاره می کند. و یا وقتی داستان قوم بنی اسرائیل را حکایت می کند که فرعون با آنها چه برخوردی داشته، به بلاء عظیم تعبیر می کنند :".... ویذبحون ابناءکم و یستحیون نساءکم و فی ذلکم بلاء من ربکم عظیم( ابراهیم14) .....حال اگر اینها کرب و بلا و ذبح عظیم هستند پس عمل امام حسین علیه السلام چه مرتبه و درجه ای دارد؟!! او اسیر جمیع و اَتَمّ بلاها و گرفتاری ها بود.و قتیل العبرات، امام کشته اشک هاست ! اما چه اشکی؟ ! اشک بر حسین معبر است. و راه را باز می کند. یعنی با اشک بر حسین، انسان تغییر حالت می دهد . عبر، برای مسائل اخروی و معنوی است. از آثار اشک بر حسین، زدودن گناهان، کفاره گناهان و نرمی و رقت قلب است.اشکی که معرفت آور است و سبب تثبیت حالات می شود. بعد از بیان توصیفات خاص درباره ابا عبد الله ، حالا مسیر زیارت تغییر پیدا کرده و به سمت شهادت دادن می رود در شهادت دو مرحله طی شده، آگاهی و رویت. زائر اربعین، خدا را شاهد می گیرد بر ولایت و برگزیدگی امام و پذیرش ولایت تامه او از جانب خدا، که او ولی تو و فرزند ولی توست که کامیاب شد و پیروز. سپس در ادامه به مقام شهادت و سعادت او و پاکزادیش اذعان دارد و می پذیرد که امام در دفاع از دین خدا جانش را نثار کرد. سعادت، یعنی شکوفا شدن هر چیزی در راه استعداد خود است و زائر شهادت می دهد که سعادت آن است که ابا عبد الله انجام داد و آن ، بذل جان و مال و اولاد و اصحاب و ناموس خود و... در راه خدا بود (اشاره به آیه 9 سوره توبه) آنگاه به اعطای میراث انبیاء به ابا عبد الله اشاره دارد. اعطا، بخشیدن معنوی است اباعبدالله میراث دار تمام انبیاء است، اگر نوح نبی با کشتی، نجات یافت، او خود سفینه النجاه است.اگر نوح تعداد معدودی را سوار کرد، او همه را سوار می کند! اگر ابراهیم خلیل، بت شکن بت کده عصر خود است ، او بت شکن تمام اعصار و تمام بت کده هاست. اگر موسی نبی، کلیم الله قوم بنی اسرائیل است، او کلیم الله همه اقوام است. اگر عیسی روح الله، مردگان زمانه خویش را زنده کرد ، او هماره و آن به آن زنده کننده دل های مرده نیز است. و چه خوش گفت خاتم النبیین که" حسین منی و انا من حسین" . رسولی که خود را از حسین می داند. و دقیقا زیارت وارث به این معناست. در ادامه به مفهوم بسیار مهمی اشاره دارد.خداوند رحمان، مطابق آیه ۱۶۴ آل عمران، برنامه انبیاء را دو هدف عمده قرار داده. اول تزکیه (تربیت) دوم تعلیم کتاب و حکمت ( آموزش) . سالار شهیدان، با خون خود و بذل جان این برنامه را احیا کرد. او با خون خود، ابتدا مردم را عالم کردند و سپس عاقل(آیت الله جوادی آملی 1399/7/16) به عبارت دیگر، حرکت امام مردم را اهل جزم و استدلال کرده که خوب می فهمند و آنگاه مردم را اهل عزم و اراده کرده که خوب تصمیم میگیرند.و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهاله و حیره الضلاله. یعنی این کار امام است که سبب جامعه شدن اجتماع می گردد. او انسانی تربیت می کند که اهل جزم و عزم گردد، اهل علم و عمل شود و سبب جامعه سازی .پس زائر شهادت می دهد به رهاندن انسان از بند جهالت توسط امام و آنگاه، لعنت می کند کسانی را که در مقابل امام ایستادند و حریمش را شکستند و از خداوند برای آنان عذابی دردناک طلب می کند. اعلام تبری و تولی، اشاره دوباره به پاکی ذاتی امام و خاندان امامت، شهادت به این که امام و امامت از ستون های دین است و پناهگاه امن مردمان و پذیرش امامت ائمه بعد او و اذعان بر حقانیت آنان و سرانجام اعلام آمادگی و یاری خط امام و ائمه بعد از او، فراز آخر زیارت اربعین است. پیاده روی اربعین و زیارت اربعین ، مانور لبیک بر امام زمان حاضر است . لبیک یا حسین ! لبیک یا مهدی ! توضیحات : 1) جزوع : نا شکیبایی،بی تابی ۲) هلوع : بسیار حریص 3)منوع : بسیار منع کننده 4) قتل صبر : کشتن با شکنجه و زجر دادن ! 5) بنو سنان : فرزندان کسانی که نیزه حامل سر مبارک امام را حمل کرده بودند.! 6) بنومکبری : فرزندان کسانی که پشت سر مبارک امام تکبیر می گفتند.! 7) بنو السراویل : فرزندان کسانی که لباس های امام را درآورده و به غارت بردند.! 8) بنوالسرج : (فرزندان پالان) فرزندان کسانی که اسب زین کردند و نعل تازه زدند و بر ابدان مطهر تاختند.! 9) بنو الطشت : فرزندان کسانی که طشت حامل سر مبارک امام را حمل می کرد.!
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۹ساعت 12:50  توسط سروش
|
باسمه تعالی دکتر رضا زمانی اندک توشه ای از خرمن خرمن فضائل امام مجتبی ،کریم اهل بیت (علیه السلام ) پیشوایان پاک دین، به دلیل بهره مندی از ویژگیهای عصمت و دوری از عصیان و اشتباه، برترین مربیان اخلاق برای انسان و ویژه برای دوستداران و پیروان خود به شمار می روند.اهل بیت، کانون علم و حکمت و سرچشمه همه نیکی ها هستند.امام حسن مجتبی(ع) نخستین مظهر و نشانه کوثر بود، که بر دامان پاک فاطمه اطهر علیها سلام پا به عرصه گیتی نهاد.همان لولوئی که از برزخ دو اقیانوس نبوت و امامت به ظهور پیوست و معجزه بزرگ " مرج البحرین یلتقیان" " بینهما برزخ لایبقیان " "یخرج منهما اللولوء و المرجان " را تجسم بخشید.و کلام خدا در کلمه وجود چنین ظاهر شد. او تندیس زنده اخلاق قرآن بود و رایت جاودانگی اسلام را در زندگی توام با مجاهده و شکیبائی تضمین کرد و بقاع امن و ایمان را به ابدیت در بقیع شهادت برافراشت. امام حسن محتبی(ع)، اسوه بزرگواری و ایثارگری بود. او ملجاء درماندگان، آرام بخش دلهای دردمندان و امید تهیدستان بود.اگر بخواهیم ویژگی های امام حسن محتبی(ع) را به شماره در آوریم، می توان: عبادت، ترس از خدا، هم نشینی با قرآن، مهربانی، گذشت، فروتنی، مهمان نوازی، حلم و بردباری و شجاعت را نام برد. سیرت و صورتش نبوی، شجاعتش علوی، عبادتش فاطمی و در سخاوت و حلم و بردباری، تجلی اعلای صفت ذات الهی بود.ریشه های این صفات برجسته ی امام حسن (ع) در وسعت وجودی ایشان، در معامله ی با خدا و شستشوی روح او با عبادت بود که مصداق اَتَمِّ آن نماز بود. تبیین صفات و برجستگی های اخلاقی امام مجتبی(ع) هر کدام، دفتری جداگانه می طلبد. اما اشارتی مختصر به عنصر حلم و بردباری و جود و سخاء حضرتش : اصولا حلم و بردباری در پنج جا خودش را نشان می دهد: ۱. انسان عزیزی که خار بشود. ۲. انسان راستگویی که حرف حقش را قبول نمی کنند. ۳. انسانی که مردم را به حق دعوت می کند اما مردم آن را خار می شمارند. ۴. انسانی که بدون جرم و گناهی، اذیتش کنند. ۵. انسانی که حقش را بخواهد، اما منکرش شوند. اینها مجموعه برخوردهایی بود که با امام مجتبی(ع) شد و ایشان با حلم و بردباری با آن ها برخورد می کرد.قاعدتا حلم و بردباری سبب رشد انسان در زندگی است.او اسوه ی جود و سخاوت نیز بود . در طول زندگی شریفشان ، دوبار کل دارایی خود را در راه خدا بخشیدند وداستا نهای زیادی از سخاوت و کرامت کریم اهل بیت نقل شده است . در توضیح جود و سخاوتش همین بس، که برای کربلا نیزدو میراثش را به یادگار گذاشت، عبدالله و قاسم ، که اسوه و الگوی حرکتی جوانان در طول تاریخ شدند . به روایت تاریخ، امام مجتبی (ع)، اشجع الناس بود. او مظهر شجاعت علوی بود و اما مامور به صلح گردید.صلحی که فلسفه اش، هیچ گاه درک نگردید. مظلومیت ایشان، جنس و رنگی ویژه دارد!.و در نهایت همسرش با تحریک معاویه، به امام (ع) زهر خوراند و بجای آن که نوشی برای او باشد، نیشی شد که جگر امام مجتبی(ع) را پاره کرد.او با همه مظلومیتش ، در برابر سیاهی و تباهی جبهه گرفت و به حقیقت ، اصالت بخشید . امروز هفتم ماه صفر به روایت مشهور، سالروز شهادت امام حسن مجتبی(ع) امام دوم شیعیان است.به امید روزی که توفیق درک وجودی ایمه اطهار را داشته باشیم و به معنای واقعی جهت حرکت تکاملی خود برای رسیدن به ظهور منجی موعود ، از آنان مدد بگیریم . یا ابا صالح المهدی تسلیت و تعزیت ما را پذیرا باشید .اللّهم عجّل لولیک الفرج . آمین !
+ نوشته شده در جمعه چهارم مهر ۱۳۹۹ساعت 15:26  توسط سروش
|
باسمه تعالی دکتر رضا زمانی اتحاد برای چند جانبه گرایی . هفتاد و پنجمین سالگرد تاسیس سازمان ملل، متأثر از گسترش ویروس کرونا به صورت مجازی در حال برگزاری است .تاریخ سازمان ملل به عنوان یک سازمان بین المللی، در جنگ دوم جهانی ریشه دارد و در واقع سازمان ملل برخاسته از منویات و اهداف کشورهای پیروز جنگ جهانی دوم است و لذا از نوعی تبعیض ساختاری و نابرابری ساختاری رنج می برد .! امروزه تغییر ساختار سازمان ملل بیش از هر زمان دیگری خواسته و مطالبه کشورهای مهم جهان است. هدف سازمان ملل، حفظ صلح و امنیت بین المللی و گسترش ارزش های انسانی مثل حقوق بشر، حفظ محیط زیست، حفظ آثار و ابنیه قدیمی، گسترش دموکراسی (حکومت مردم) و اجرای قانون و عدالت و.... بوده و هست. اما حاکمیت ساختار تبعیض آمیز و هژمونی آمریکا در حقیقت سازمان ملل را به ابزاری تنزل داده که تنها وجاهت قانونی برای دخالتها و جنایت های آمریکا در مناطق مختلف جهان را صادر می کند.! دربین استراتژیست ها و سیاستمداران تاثیر گذار آمریکایی، سازمان ملل یک ابزار قانونی برای پیشبرد منافع و مقاصد استعماری و مداخله جویانه آمریکا است. آنها همواره به سازمان ملل نگاه از بالا به پایین دارند.!! و مشاهده میکنیم که تبعیض های رفتاری و قانونی در قبال اقدامات و جنایات کشورهای همدست آمریکا صورت میگیرد.، و مانع از اجماع جهانی و صدور محکومیت و قطعنامه ها و بیانیه ها علیه آنان میشود. نمونههای بارز آن ،وتوی آمریکا در برابر تمامی قطعنامه ها علیه اسرائیل و یا حمایت از جنایات عربستان سعودی در جنگ یمن و یا در قبال قتل خاشقچی می باشد. امروزه هژمونی آمریکا در تمام ابعاد اقتصادی، نظامی، اجتماعی و سیاسی در حال افول و زوال است. زوال امپراتوری آمریکا ، واقعیت امروز روابط بینالملل است و باید دنیا و صحنه روابط بین الملل را در حال گذار از نظام تک قطبی بر پایه هژمون آمریکا، به نظام چند قطبی دانست. البته آمریکا، سعی دارد به دنیای پیرامون و رقبای جدی خود چنین القا کند که هنوز بساط امپراتوری پابرجاست!. بنابراین اقدام به یکجانبهگرایی میکند. آخرین اقدام آمریکا جهت اثبات این مدعا، اعلام یک طرفه بازگشت تمام تحریم های شورای امنیت علیه ایران و تحریم های دوباره و چندباره شخصیت های حقوقی و حقیقی ایرانیها در این راستا قابل تفسیر است. اما واقعیت این است که کشورها و قدرت های نوظهور و قدرت های منطقه ای، دیگر یکجانبهگرایی را بر نمی تابند. هر چه زمان به جلو میرود نیاز بیشتری برای تغییر ساختار نظام بین المللی احساس میشود، همچنانکه در همین اجلاس، در متن سخنرانی اغلب کشورهای مهم، این مطالبه برای پایان اقدامات یکجانبه آمریکا و احترام این کشور به قوانین بینالمللی دیده میشود.آنچه قطعی است، زوال قدرت امپراتوری آمریکا است. آنچه قطعی است مطالبات روزافزون قدرتهای نوظهور برای اصلاح ساختار سازمان ملل است. آنچه قطعی است حرکت جامعه بین المللی به سمت قدرت و اراده ملت ها خواهد بود. آنچه قطعی است حرکت جهان به سمت چندجانبهگرایی خواهد بود و رفتارهای یک جانبه گرایی آمریکا با چالش های جدی تری روبرو خواهد شد. آنچه قطعی است نقش کشورهایی چون ایران در تغییر این وضعیت است که امروز قدرت مسلم منطقه ای، در ابعاد مختلف است و از قدرت نرم منحصر به فردی نیز سود می برد که پرچمدار جبهه مقاومت در منطقه است و به شکل روز افزون، بر قلمرو جغرافیایی و عقیدتی آن افزوده می گردد. آنچه قطعی است آن است که سازمان ملل باید به تدریج از ابزار و دست آلت ابرقدرت ها، خارج شده و به معنای واقعی، به سمت صلح جهانی و حاکمیت قانون و عدالت حرکت کند. اما آنچه مسلم است این است که، کشورهای صاحب قدرت حق وتو در سازمان ملل به راحتی از حق خود نمی گذرند و حاضر نمیشوند تا کشوری را به جمع خود اضافه کنند.، بنابراین آنچه مسلم است، باید آینده پر ماجرایی را برای این سازمان قدیمی جهانی شاهد باشیم.
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم مهر ۱۳۹۹ساعت 0:1  توسط سروش
|
|