باسمه تعالی

                                                                                    دکتر رضا زمانی

رمز غدیر

غدیر روز حقیقت دین

      روز هجدهم ذی الحجه سال دهم هجرت بعد از اتمام مراسم حجه الوداع پیامبر صلوات الله علیه، در مسیر بازگشت حجاج در منطقه غدیر خم، مهم ترین حادثه جهان اسلام،  بعد از حادثه رسالت پیامبر (ص) شکل می گیرد و آن حادثه عظیم، ولایت و امامت است که ادامه و دنباله نبوّت محسوب می گردد.

      سیره اهل بیت علیهم السلام در برخورد با این روز و واقعه، بسیار جالب و منحصر به فرد است.  اهل بیت علیهم السلام تلاش داشتند تا مردم به عیدغدیر عادت کنند. امام حسن و امام حسین علیهما السلام در روز عید غدیر، مهمانی بزرگی برپا می کردند و به مردم هدایایی اهدا می کردند. امام رضا علیه السلام می فرمایند: روز عید غدیر روز تهنیت گویی است. توصیه می کردند در این روز مؤمنین در برخورد با یکدیگر بگویند: « الحَمْدُ لله الَّذی جَعَلَنا مِنَ الْمُتِمَسِّکینَ بِوِلایَه امیرالمؤمنینَ والأئمَّه عَلَیهِمَ السَّلام.» برای این روز آداب و مراسم و آیینی به جای مانده است. همچنان که گفته شد ذوات مقدسه معصومین خود اوّلین کسانی بودند که این آداب را مراعات می کردند و توصیه می نمودند.

      غدیر روز اخوت و برادری است. روز احسان و انفاق است. روزی است که مؤمنین با بهترین لباس و عطر، خود را آراسته می کنند، و به دیدار اقوام و نزدیکان و مؤمنین می روند. غدیر روز صله رحم است. غدیر روز غسل، نماز، دعا، نیایش، روزه، عبادت و افطاری دادن است. روز غدیر روز اطعام است. روز دلجویی و مهرورزی است (یوم التَوَدُّد). غدیر، روز هدیه دادن است. در روز غدیر به خواندن دعای ندبه توصیه شده و روز برائت از منکرین حقّانیت امامت امیرالمؤمنین و برائت از ستمگران و مستکبران عالم است.

....  و اما اندکی تفکر و تأمل !!! این که چرا اهل بیت به این روز ویژه توجه دارند؟! چرا برترین اعیاد امّت اسلامی است؟!

     عید غدیر عید الله اکبر است. .غدیر ادامه نبوّت است. واقعه ای که در عهد عتیق( تورات) هم بدان اشاره شده است. غدیر روز اسلام است، در غدیر عقل عرضه می شود. غدیر مصداق آیه  مودّت است« ذلِکَ الَّذی یُبَشِّرُ اللهُ عِبادَهُ الَّذین آمنوا و عَمِلُوا الصّالِحاتِ قُلْ لا اَسْئلُکُم عَلَیهِ اَجْرا اِلَّا الْمَوَدَّه فِی القُربی » (این همان است که خدا به بندگانی که ایمان آوردند و نیکوکار شدند بشارت داده است. بگو: « من از شما بر رسالت اجری نمی خواهم مگر مودّت و محبت نسبت به نزدیکانم.» شوری23)

     غدیر روز اکمال دین است.« یا أیُّهَا الرَّسول بَلِّغ ما اُنْزِلَ اِلَیکَ مِنْ رَبِّکَ و إنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ..... » ( ای پیامبر! آن چه از خداوند بر تو نازل شد به مردم برسان. که اگر نرسانی، پیامش را نرسانده ای. مائده67). شرایط زمانی نزول آیه چنان است که تمام احکام و واجبات و فروعات بیان گردیده و طبق آیه ۱۲ سوره اللیل، اِنَّ عَلَیْنا لَلْهُدی ( و البته هدایت بر ماست) و مطابق تفاسیر متعدّد ، مراد از *ما* ولایت امیرالمؤمنین و به تبع آن ولایت اهل بیت می باشد.

    حقیقت غدیر، واقعیّت دین است. ما با بزرگداشت غدیر و برپایی منشور علوی در پی ظهور و برپایی جامعه مهدوی هستیم. (فلسفه وجودی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی هم ، ملهم و متأثر از غدیر و منشور علوی است تا با آماده سازی مقدمات ظهور به آرمان جامعه مهدوی متّصل شود.)

     امروزه در اقصی نقاط جهان عموم مسلمانان در رنج و عذاب و گرفتاری هستند. برادرکشی و تجاوز به حرض و ناموس مسلمین، امری روزمره و دائمی شده است. غالباً در تمام جنگ های چند دهه اخیر حداقل یک طرف منازعه اسلام و مسلمین هستند!! چیزی به اسم تمدّن اسلامی وجود خارجی ندارد! حاکمان اسلامی غالباً فاسد و فاسق و فاجر اند !! احکام اوّلیه و مسلّم اسلامی، بر زمین مانده و مسلمان، خون مسلمان می ریزد!. بزرگترین جنایت ها و خیانت ها به اسم اسلام و مسلمین در حال وقوع است. حرمین شریفین در دستان جانیان کودک کش و یهودی تباری است که با دشمنان اسلام "رُحَماء" و با مسلمین و پابرهنگان" اَشِداء" هستند.!! آن ها عزّت و عظمت را در دوستی و کُرنش در برابر بزرگترین دشمنان اسلام و بشریت جستجو می کنند.

      به عبارت دیگر، چرا امروز مسلمین غالباً خوار و ذلیل اند؟!  چرا مقهور و مبهوت تمدّن منحط غربی اند؟! چرا خود باخته اند؟! چرا اسیرند؟! اسیر خود و غیر خود !!. چرا حاکمان اسلامی وحدت گرا نیستند؟! چرا عموم حاکمان اسلامی فاسدند و مسلمانان زیر یوغ استبداد و دیکتاتوریِ چنین حاکمانی اسیر و در بندند.؟!... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مرداد ۱۳۹۹ساعت 15:0  توسط سروش  | 

                                                باسمه تعالی

                                                                                                دکتر رضا زمانی

ضرورت حاکمیت گفتمان انقلاب اسلامی

..... از وقتی جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت، تا به امروز همواره در عرصه داخلی و بین المللی، شاهد چالش ها و تقابل دو تفکر عمده، درباره حادثه* انقلاب اسلامی*  ایران و ظهور جمهوری اسلامی ایران بوده و هستیم. این چالش و رویارویی، در عرصه داخلی عمیق تر و موثرتر واقع شده به نحوی که امروز در سطح دو جناح عمده سیاسی کشور در لایه های متعدّدی این رویارویی و رویکرد را می توان مشاهده کرد.

     در میان اقشار مختلف مردم و تقریباً در میان تمام اصناف و مشاغل هم، این تقابل و اصطکاک ها، بروز و ظهور دارد.

سوال اساسی این است که چرا؟ چرا جامعه ایران این گونه است؟! چرا در هر محفل و مجلس و منزلی و در هر پاتوق و پایگاه و پستویی بحث ها و گفتگوها از جنس همین تقابل کلی است؟!

    در سطح توده مردم، عمده افراد چهره انتقادی دارند و به نحوی سیاست زده شده اند!  آنها نا امیدانه به همه چیز می نگرند و بیشتر از سیاه نمایی های فضای مجازی معاند و شبکه های ماهواره ای مغرض، درگیر این سیاهی شده اند و از دل ضجه می زنند!! اما موضوع این اختلافات و جنس این نقدها و نارضایتی ها از چیست؟! اختلافات دو جناح سیاسی در سطح فضای سیاسی جامعه طبیعی است، امّا اختلاف و شکاف اساسی در فلسفه نگاه به حادثه انقلاب اسلامی قابل تأمل بوده و عجیب است!!

     ابتدا صورت برخی از این شبهات و ابهامات و تقابل مردم را در قالب جملات سوالی و گزاره های خبری بررسی می کنیم:

چرا باید به لبنان و سوریه کمک کنیم؟!  ما که این همه فقیر و مستضعف داریم؟!  سپاه، خودی ها را می زند؟! همه مسئولین دزدند!  هر کسی که آمد بعداً مشخص شد دستی در رانت و دزدی دارد؟!  چرا از فلسطین حمایت می کنیم؟! انرژی هسته ای چه لزومی دارد؟! چرا باید موشک داشته باشیم؟!  چرا به سیستم دفاعی کشور اهمیت می دهیم؟! چرا مسئولین به فکر مردم نیستند؟! ایران، دریای خزر را به روس ها واگذار کرده است؟! چینی ها، ایران را به تدریج مستعمره ی خودشان می کنند؟! و هزاران چرا و شبهه و ابهام که در قالب گزاره های خبری و پرسشی هر روز و هر روز در میان مردم پمپاژ خبری و تحلیلی می شود و متأسفانه به تدریج سبب آسیب رساندن به اعتماد ملی می شود که سرمایه عظیم اجتماعی برای هر نظام و حکومتی است. وجود شایعات در حد وسیع و دروغ های بزرگ در کنار ناکارآمدی و کار نابلدی برخی از مسئولین و خیانت برخی دیگر، سبب شده تا مردم سیاست زده شوند. اما واقعا چه خبر است؟! چرا فضای جامعه این گونه به پیش می رود؟! واقعیت این است که مسئله بسیار پیچیده و چند بُعدی است و لایه های مختلفی در تبیین وضعیت موجود دخیل هستند.

    مهمترین مسئله که در واقع شاه کلید تمام حرف ها و بحث های این مقاله است، عدم تبیین حادثه عظیمی مثل انقلاب اسلامی برای مردم و حتی بسیاری از عوامل اجرایی کشور است! مسئله این است که در بهمن ۵۷ انقلاب بزرگی در سطح جغرافیای ایران شکل گرفت که هنوز زوایای مختلف این مهم ترین انقلاب قرن بیستم برای عموم و حتی بسیاری از خواص روشن نشده و نیست!! به عبارتی، نتوانسته ایم ذهنیت عموم مردم را، درباره وقوع انقلاب و علّل آن، عظمت و ویژگی های خاص آن، آماده کنیم !!

    این مهّم یا اصلاً اتفاق نیفتاده و یا نصفه و نیمه و ناقص و ابتر مانده است! شاه کلید مباحث و حلّال قسمت اعظم این تقابلات، حداقل در سطح عموم مردم، تبیین و تشریح واقعی و عمیق* گفتمان انقلاب اسلامی* است. به دلایل متعدد نخواستیم و یا نتوانستیم گفتمان انقلاب اسلامی را در سپهر معرفتی دانش آموزان، دانشجویان، مردم و حتی بسیاری از مسئولین و خواص تبیین کنیم!

    گفتمان یعنی مجموعه یا دستگاهی بینشی که از راه واژگان و گفتارهای نهادینه شده بر ذهنیت ها اثر می گذارد و سبب آگاهی و بینش و بصیرت می گردد. هر گفتمانی یک دال مرکزی دارد. می توان دال مرکزی انقلاب اسلامی را به تعبیر رهبری معظم انقلاب، "هویت اسلامی و انقلابی" دانست. به عبارتی دیگر پیشرفت متعالیه ، دال مرکزی تمدن ساز گفتمان انقلاب اسلامی است. پس ما در تئوریزه کردن این گفتمان، تشریح آن، تبیین آن و در نهایت، آگاهی بخشی در این باره، ناموفق بوده ایم! از عمده ترین دلایل آن، سیستم و نظام آموزشی کشور است. سیستمی که هنوز تکلیف آموزش و پرورش را مشخص نکرده است! اکثریت معلّمان آن، که محوریت آموزشی یک سیستم هستند، توجیه نیستند و ذهنیت درستی درباره گفتمان انقلاب اسلامی ندارند! سند تحوّل بنیادین آموزش و پرورش در حد نوشته ها و گفته ها باقی مانده و نتوانسته ایم راهی برای عملیاتی شدن آن بیابیم!

انقلاب اسلامی را می توان همچون گلی دانست که درگلدان جمهوری اسلامی کاشته شده. امروزه انقلاب اسلامی به سرعت و کیفیت در اقصی نقاط جهان اسلام و غیر اسلام در حال گسترش و توسعه است. امّا هنوز در داخل، بسیاری از خواص هم از درک عظمت آن عاجز مانده اند! انقلاب اسلامی ظرفیت قدرت نرم بالایی دارد که اگر به درستی، در داخل، ابعاد و زوایای آن روشن گردد، تأثیرات بیشتری دارد و سریع تر می تواند اهداف والا و متعالی خود را جامه عمل بپوشاند. در واقع انقلاب اسلامی علاوه بر این که یک مدلِ حکومت داری و مردم سالاری است، مقدمه ایجاد تمدّن نوین اسلامی نیز است.

متأسفانه ما هنوز درک درستی از شرایط و اوضاع جهانی نداریم!! انقلاب اسلامی ذاتاً یک قدرت نرم است و موفقیت و بهروزی آن در گرو آگاهی بخشی و دانش افزایی عموم مردم است، غافل از آن که ما در آگاهی بخشی خواص جامعه هم، اندرخم کوچه اول هستیم. چه باید بکنیم؟!

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۹ساعت 13:46  توسط سروش  | 

باسمه تعالی

                                                                                                                                                                                                             دکتر زمانی

دل نوشته زيباي يك رزمنده براي نسلهاي بعد .......


ما می خواستیم محکوم تاریخ نشویم و نسل بعد، ما را وطن فروش نداند .....
و جنگ آمد ....... می دانی چه می گویم؟؟ آری جنگ آمد . ما به دنبال جنگ نرفته بودیم .. او آمد .. تعدادی از ما تحت امر امام و ولی مان جنگیدیم . رزمنده
شدیم . عده ای رنگ رزمنده گرفتند . عده ای نیز رنگ رزمندگی به خود پاشیدند، و تعدادی نیز رنگ جبهه را ندیدند و راوی جنگ شدند. عده ای رفتند . عده ای
ماندند . اما یا زخم برتن، یا داغ بر دل ، و عده ای نیز داغ بر پیشانی زدند . عده ای مفقود ، عده ای مظلوم ، عده ای مغموم ، و عده ای نیز مذموم . تعدادی آمده
بودند تا بروند . قرار را بر رفتن گذاشته بودند . عده ای نیز آمده بودند تا بمانند . چاره ای نبود .
شهیدی گفته بود .." از یک طرف باید بمیریم . تا آینده شهید نشود . و از طرفی باید شهید شویم تا آینده زنده بماند .....
راستی چه باید می کردیم؟؟؟
عده ای آمده بودند تا از خود حساب بکشند. عده ای تا حساب های خود را تسویه کنند . عده ای آمده بودند تا آدم حسابی شوند . عده ای نیز حساب باز کردند ..
عده ای نیز آمده بودند تا حسابی آدم شوند . عده ای آمدند تا بی پیکر شوند . عده ای نیز پیکر تراش . عده ای نیز پیکره ی یک " بت ". عده ای ویلچری .
تعدادی ویلایی . عده ای حاضر. تعدادی ناظر . قومی نیز غافل .
واما ..
دیوانگی " جوانی " ما با جنگ مصادف شد. در ما ، میل به زیستن زنده بود . حس عاشقی و معشوقی نیز جریان داشت . اما جنگ آمده بود . چه باید می کردیم؟؟
آیا جز جنگیدن چاره ای داشتیم؟؟ ما هم آینده را برای خود ترسیم کرده بودیم . اما جنگ نزدیکتر از دور بود . جنگ بود . باید این نزدیک را پاسخ می دادیم ..
و نزدیکمان دور شد و دور و دور و دور به ساعات ۸سال ..... باید می رفتیم به دنبال این قافله .. مگر چاره ای جز جنگیدن داشتیم؟؟
برای ما هم جان عزیز بود . از توپ و تفنگ و ترکش می ترسیدیم .. باید جرأت می یافتیم ... و جنگ بود .. مگر چاره ای جز جنگیدن داشتیم؟؟؟
عشق و عاشقی ومعشوقه را به امید دفاع از تمامی عاشقان و معشوقانی مانند شما رها کردیم ..... و رفتیم .... چه باید می کردیم؟؟؟ما بدنبال حاکم شدن نرفتیم .
خواستیم محکوم تاریخ آینده نشویم . خواستیم فردا از نگاه تیز و شماتت بار شما فرار نکنیم . پس چه باید می کردیم؟؟؟
ما خونخواری نیاموخته بودیم .. باور کن از رنگ خون می ترسیدیم . اما به خونخواهی رفتیم . خونخواهی سرهای به ناحق بریده شده ...... مگر چه باید
می کردیم؟؟؟
از جنگ به بعد شکل عاشقی ما نیز تغییر کرد. عاشقی ما با دلتنگی و دلبستگی به محبوبه های شب . محبوبه های شب عملیات . محبوبه های جا مانده در
ارتفاعات " ماووت " و جاماندگان در زیر خاکریزهای " مجنون "... و رفیقان رفته تا دهانه ی خلیج ....
باور کنیدقطار قطار رفتیم .. واگن واگن برگشتیم . جوان جوان رفتیم .. پیر پیر برگشتیم . راست راست رفتیم . شکسته شکسته برگشتیم . گروه گروه رفتیم . دسته
دسته برگشتیم . دسته دسته رفتیم و تنهای تنها برگشتیم، اما ایستادیم ....
آری من و تو حق داریم همدیگر را نشناسیم ...
از دو نسل متفاوت ...
دوستان ما آن سوی دردها و رنج ها به ساحل و ما، این سمت چشم دوخته به افق های نامعلوم ... راستی اگر نمی رفتیم چه می کردیم؟؟؟
باور کنید ما هم دل داشتیم ..
با دل رفتیم ... بی دل برگشتیم .
با " یار " رفتیم . با " بار " برگشتیم ...
با " پا " رفتیم ." بی " پا " برگشتیم .
با " عزم " رفتیم ، با " زخم " برگشتیم .
پر " شور " رفتیم ، پر " سوز " برگشتیم ..
ما " پریشانیم .. اما " پشیمان نه .
شکسته ایم . اما نشسته نه .
دلخسته ایم .. اما دست بسته نه ..
اما .....
و ما همان سر بازان پیاده ایم . سواری نیاموخته ایم . سوای شما نیز نیستیم . ما همان دیروزی هستیم . تعداد ما می دانید در ۸سال چه تعداد بود؟؟
۳ونیم درصد از جمعیت ایران ...
اما مردم تنهایمان نگذاشتند . آری همه ی ما ۸ سال بودیم . با هم در کنار هم . تو هم بودی . آری همه بودند . نگاه محبت آمیز آن دوران به ما ....
هدایای مادران و پدران شما به جبهه . گذشتن از شام شب و هدیه به جبهه . گذشتن از فرزند و اعزام فرزند دیگر . تحمل بمباران . تشییع رفیقان ما . دیدار
وعیادت و دلجویی از جانبازان ما . آری مردم بودند . ایستادند . مقاومت کردند . تلخی چشیدند اما به رخ ما نکشیدند . ما هنوز مدیون لقمه های سفره های شما
هستیم که بی دریغ به سنگر های ما هدیه کردید . ما هنوز به آن سو و این سو بدهکاریم . طلبی نداریم . اما بدانید ... قرار " دیروز " آنچنان بود ....
از امروز شرمنده ایم ...
ما غارت را آموزش ندیده بودیم . غیرت را تجربه کردیم ..
بخدا، بخدا و بازم بخدا !! اینان از ما نیستند . اینان از ما نیستند ..
اینان گرگانی هستند که صد پیراهن یوسفان را دریده اند .. از مانیستند .
از امروز شرمنده ایم ....
..... لبیک! لبیک ای رزمنده دیروز !
تو، چه باید می کردی که نکردی ! ؟ دیروز تو، پر افتخار بود و امروز تو، نیز . تو چنان کردی که باید می کردی و به ما امروزی ها، رسم تمام خوبی ها
را آموختی . از شما، جمعی بودند که رفتند و رخت شهادت و جاودانگی بر تن کردند و اسطوره گشتند و شدند ناظر . وجمعی ماندند و رنج اسارت کشیدند و
زخم جانبازی برتن، و شدند حاضر . البته از دیروزی ها عده ای هم بودند که راه تجارت در پیش گرفتند و داشته هایشان را به پای میز معامله دنیایی بردند و
شدند کاسب ! اصلاً این رسم زمانه است، اگر آنها نبودند و نباشند، چگونه می توان چون تویی را شناخت؟!
لبیک ! ای رزمنده ای که جان بر کف نهادی و بی غل و غش و بی جیره و مواجب، جان و جوانیت را به پای حفظ وطن و دین و غیرت و ناموس،معامله کردی. تو امروز هم خریدار داری . بله ! امروز هم در این بازار مکاره، پر خریداری و ناب .
امروز عطر جاودانگی شهادت، استشمام می شود . و هستند کسانی که مفتخر به درجه و مقام شهادت می گردند و در قالب مدافعین حرم و میهن و سلامت و عدالت ،عشق بازی می کنند. این راه، همیشه پر افتخار است .
اگر جمعی به بهانه کشتن یوسف وطن، گرگ طمع دنیا طلبی را متهم قتل او جا زدند و بردند و خوردند و میبرند و میخورند، بودند و هستند جمعی که بوی پیراهن یوسف زمین و زمان، آنها را جلای چشم بصیرت و هوشیاری است . اگر جبهه دیروز فکه و جزیره مجنون و دهلاویه و ...... بود، جبهه امروز ، به پهنای شرق تا غرب عالم است .اگر تمام جبهه دیروز، فیزیکی بود و چشم در چشم . عرصه ای از جبهه امروز در فضای مجازی است و ذهن در ذهن و فکر در فکر !. اگر سرداران شهید دیروز، همت ها و باکری ها و خرازیها و باقری ها و ابراهیم هادی هاو .... بودند، 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۹ساعت 0:9  توسط سروش  |